perplexingly

[ایالات متحده]/pəˈplɛksɪŋli/
[بریتانیا]/pərˈplɛksɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که سردرگم یا معماگونه است

عبارات و ترکیب‌ها

perplexingly complex

به طرز گیج‌کننده‌ای پیچیده

perplexingly simple

به طرز گیج‌کننده‌ای ساده

perplexingly unclear

به طرز گیج‌کننده‌ای نامشخص

perplexingly vague

به طرز گیج‌کننده‌ای مبهم

perplexingly difficult

به طرز گیج‌کننده‌ای دشوار

perplexingly confusing

به طرز گیج‌کننده‌ای سردرگم‌کننده

perplexingly odd

به طرز گیج‌کننده‌ای عجیب

perplexingly different

به طرز گیج‌کننده‌ای متفاوت

perplexingly intriguing

به طرز گیج‌کننده‌ای جذاب

perplexingly contradictory

به طرز گیج‌کننده‌ای متناقض

جملات نمونه

he looked at the puzzle perplexingly.

او با تعجب به پازل نگاه کرد.

she smiled perplexingly at his strange behavior.

او با تعجب به رفتار عجیب او لبخند زد.

the results were perplexingly inconsistent.

نتایج به طرز گیج کننده ای ناسازگار بودند.

perplexingly, the answer was not what we expected.

به طرز عجیبی، پاسخ چیزی نبود که انتظار داشتیم.

he explained the concept, but it was still perplexingly unclear.

او مفهوم را توضیح داد، اما هنوز به طرز گیج کننده ای غیرواضح بود.

perplexingly, she forgot the most important detail.

به طرز عجیبی، او مهم ترین جزئیات را فراموش کرد.

the plot of the movie was perplexingly complicated.

طرح فیلم به طرز پیچیده ای گیج کننده بود.

perplexingly, he changed his mind at the last minute.

به طرز عجیبی، او در آخرین لحظه نظرش را تغییر داد.

the instructions were written perplexingly.

دسترس ها به طرز گیج کننده ای نوشته شده بودند.

she found the math problem perplexingly difficult.

او مسئله ریاضی را به طرز گیج کننده ای دشوار یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید