great perseverances
مَوَاجَههَای بزرگ
true perseverances
مَوَاجَههَای واقعی
enduring perseverances
مَوَاجَههَای پُرسرنگ
daily perseverances
مَوَاجَههَای روزانه
collective perseverances
مَوَاجَههَای جمعی
personal perseverances
مَوَاجَههَای شخصی
unwavering perseverances
مَوَاجَههَای استوار
silent perseverances
مَوَاجَههَای خاموش
constant perseverances
مَوَاجَههَای پیوسته
shared perseverances
مَوَاجَههَای به اشتراک گذاشته شده
her perseverances in studying paid off when she passed the exam.
تلاشهای پیگیرانه او در مطالعه نتیجه داد و او در امتحان قبول شد.
his perseverances through tough times inspired everyone around him.
تلاشهای او در طول زمانهای سخت، الهامبخش همه اطرافیانش بود.
with great perseverances, she completed the marathon.
با تلاش فراوان، او ماراتن را به پایان رساند.
the team's perseverances led them to victory.
تلاشهای تیم آنها را به پیروزی رساند.
his perseverances in learning a new language were commendable.
تلاشهای او در یادگیری یک زبان جدید قابل تحسین بود.
she showed great perseverances in her art projects.
او در پروژههای هنری خود پشتکار زیادی نشان داد.
perseverances are essential for achieving long-term goals.
پشتکار برای دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.
her story is a testament to the power of perseverances.
داستان او گواهی بر قدرت پشتکار است.
he learned that perseverances can lead to unexpected rewards.
او یاد گرفت که پشتکار میتواند منجر به پاداشهای غیرمنتظره شود.
perseverances in the face of adversity define true character.
پشتکار در برابر سختیها، شخصیت واقعی را تعریف میکند.
great perseverances
مَوَاجَههَای بزرگ
true perseverances
مَوَاجَههَای واقعی
enduring perseverances
مَوَاجَههَای پُرسرنگ
daily perseverances
مَوَاجَههَای روزانه
collective perseverances
مَوَاجَههَای جمعی
personal perseverances
مَوَاجَههَای شخصی
unwavering perseverances
مَوَاجَههَای استوار
silent perseverances
مَوَاجَههَای خاموش
constant perseverances
مَوَاجَههَای پیوسته
shared perseverances
مَوَاجَههَای به اشتراک گذاشته شده
her perseverances in studying paid off when she passed the exam.
تلاشهای پیگیرانه او در مطالعه نتیجه داد و او در امتحان قبول شد.
his perseverances through tough times inspired everyone around him.
تلاشهای او در طول زمانهای سخت، الهامبخش همه اطرافیانش بود.
with great perseverances, she completed the marathon.
با تلاش فراوان، او ماراتن را به پایان رساند.
the team's perseverances led them to victory.
تلاشهای تیم آنها را به پیروزی رساند.
his perseverances in learning a new language were commendable.
تلاشهای او در یادگیری یک زبان جدید قابل تحسین بود.
she showed great perseverances in her art projects.
او در پروژههای هنری خود پشتکار زیادی نشان داد.
perseverances are essential for achieving long-term goals.
پشتکار برای دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.
her story is a testament to the power of perseverances.
داستان او گواهی بر قدرت پشتکار است.
he learned that perseverances can lead to unexpected rewards.
او یاد گرفت که پشتکار میتواند منجر به پاداشهای غیرمنتظره شود.
perseverances in the face of adversity define true character.
پشتکار در برابر سختیها، شخصیت واقعی را تعریف میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید