quitting

[ایالات متحده]/[ˈkwɪtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkwɪtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل متوقف کردن یک شغل یا فعالیت
v. متوقف کردن انجام کاری، به ویژه یک شغل؛ ترک کردن یا رها کردن؛ متوقف کردن یا پایان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

quitting time

وقت رفتن

quitting smoking

ترک سیگار

quitting now

حالا رفتن

quitting job

ترک شغل

quitting cold turkey

ترک ناگهانی

considering quitting

در حال بررسی ترک

quitting school

ترک تحصیل

quitting altogether

به طور کلی ترک کردن

after quitting

بعد از ترک

quitting gracefully

ترک با وقار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید