persisting

[ایالات متحده]/pəˈsɪstɪŋ/
[بریتانیا]/pərˈsɪstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ادامه دادن به وجود داشتن یا تحمل کردن در یک دوره طولانی؛ به طور محکم در یک دوره عمل ادامه دادن؛ حفظ کردن یا نگه داشتن چیزی در یک حالت خاص

عبارات و ترکیب‌ها

persisting issues

مشکلات مداوم

persisting doubts

ابهامات مداوم

persisting problems

مشکلات ادامه دار

persisting challenges

چالش‌های مداوم

persisting concerns

نگرانی‌های مداوم

persisting trends

روندهای مداوم

persisting barriers

مانع‌های مداوم

persisting effects

اثرات مداوم

persisting factors

عوامل مداوم

persisting patterns

الگوهای مداوم

جملات نمونه

despite the challenges, she is persisting in her studies.

با وجود چالش‌ها، او در ادامه تحصیلات خود اصرار دارد.

he is persisting with his training despite the injuries.

او با وجود آسیب‌دیدگی‌ها در ادامه تمرینات خود اصرار دارد.

the team is persisting in their efforts to win the championship.

تیم در تلاش برای کسب قهرمانی اصرار دارد.

she is persisting in her quest for justice.

او در جستجوی عدالت اصرار دارد.

they are persisting in their research despite the lack of funding.

آنها با وجود کمبود بودجه در تحقیقات خود اصرار دارند.

he is persisting with his plans to start a business.

او با وجود برنامه‌های خود برای شروع یک کسب و کار اصرار دارد.

she is persisting in her fight against climate change.

او در مبارزه با تغییرات آب و هوایی اصرار دارد.

we are persisting in our efforts to improve community relations.

ما در تلاش برای بهبود روابط اجتماعی اصرار داریم.

he is persisting in his belief that hard work pays off.

او در اعتقاد خود به اینکه تلاش سخت نتیجه می دهد اصرار دارد.

even when faced with setbacks, she keeps persisting.

حتی زمانی که با پسرفت‌ها روبرو می‌شود، او همچنان اصرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید