perspirations

[ایالات متحده]/ˌpɜːspɪˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌpɜrspɪˈreɪʃənz/

ترجمه

n. فرآیند عرق کردن؛ رطوبتی که از طریق پوست خارج می‌شود؛ تلاش یا کوشش

عبارات و ترکیب‌ها

excessive perspirations

تعریق بیش از حد

body perspirations

تعریق بدن

night perspirations

تعریق شبانه

reduce perspirations

کاهش تعریق

manage perspirations

مدیریت تعریق

control perspirations

کنترل تعریق

sweat perspirations

تعریق ناشی از عرق

treat perspirations

درمان تعریق

normal perspirations

تعریق طبیعی

excess perspirations

تعریق زیاد

جملات نمونه

his perspirations were evident during the intense workout.

تعریق او در طول تمرین شدید آشکار بود.

she wiped her brow to dry the perspirations from her forehead.

او پیشانی خود را پاک کرد تا تعریق را از پیشانی‌اش پاک کند.

excessive perspirations can be uncomfortable in hot weather.

تعریق بیش از حد می‌تواند در هوای گرم ناراحت‌کننده باشد.

he felt a sense of relief after the perspirations cooled him down.

او بعد از اینکه تعریق او را خنک کرد، احساس راحتی کرد.

during the presentation, his perspirations made him self-conscious.

در طول ارائه، تعریق او باعث خودآگاهی او شد.

she often experiences heavy perspirations when nervous.

او اغلب وقتی عصبی است، تعریق شدید را تجربه می‌کند.

after the jog, his shirt was soaked with perspirations.

بعد از دویدن، پیراهنش با تعریق خیس شده بود.

using antiperspirants can help reduce unwanted perspirations.

استفاده از ضد تعریق می‌تواند به کاهش تعریق ناخواسته کمک کند.

the doctor advised him to manage his perspirations better.

پزشک به او توصیه کرد تعریق خود را بهتر مدیریت کند.

she felt embarrassed by her perspirations during the date.

او در طول قرار ملاقات از تعریق خود خجالت می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید