peruked gentleman
آدم سرپوشیده
being peruked
در حال سرپوشیدن
he peruked
او سرپوشید
peruked actress
بازیگر سرپوشیده
peruked head
سر سرپوشیده
they peruked
آنها سرپوشیدند
quite peruked
خیلی سرپوشیده
peruked stage
صحنه سرپوشیده
she peruked
او سرپوشید
badly peruked
سرپوشیده به خوبی
the actress looked stunning in a peruked blonde wig.
بازیگر زیبایی را در یک دستهپریشان بلوند دید.
he felt silly and self-conscious, peruked for the play.
او حس کرد که بیخود و خودآگاه است، با دستهپریشان برای بازی.
the historical reenactor was meticulously peruked and costumed.
بازیگر بازنشستهسازی تاریخی با دقت دستهپریشان و لباسپوشیده شد.
she appeared peruked at the costume party, unrecognizable.
او در جشن لباسپوشیدن با دستهپریشان ظاهر شد، غیرقابل شناسایی.
the wig shop offered a wide selection of peruked styles.
فروشگاه دستهپریشان یک انتخاب گسترده از سبکهای دستهپریشان را ارائه میدهد.
the stage manager ensured everyone was properly peruked for the scene.
مدیر صحنه مطمئن شد که همه درست دستهپریشان شدهاند برای صحنه.
he was peruked and made up to resemble a historical figure.
او دستهپریشان و مکیف شد تا به یک شخصیت تاریخی شباهت داشته باشد.
the film required several actors to be peruked as elderly women.
فیلم نیاز داشت تا چند بازیگر را دستهپریشان کنند به عنوان زنان سالمند.
she felt more confident, peruked and ready for the audition.
او حس اعتماد بیشتری داشت، دستهپریشان و آماده برای آزمون.
the drag queen was expertly peruked and styled for the performance.
قویپریشان با دستهپریشان و سبکگذاری حرفهای برای اجرایی شد.
the character was distinctly peruked, adding to the theatrical effect.
شخصیت به طور متمایز دستهپریشان شد، به اثر تئاتری اضافه میکند.
peruked gentleman
آدم سرپوشیده
being peruked
در حال سرپوشیدن
he peruked
او سرپوشید
peruked actress
بازیگر سرپوشیده
peruked head
سر سرپوشیده
they peruked
آنها سرپوشیدند
quite peruked
خیلی سرپوشیده
peruked stage
صحنه سرپوشیده
she peruked
او سرپوشید
badly peruked
سرپوشیده به خوبی
the actress looked stunning in a peruked blonde wig.
بازیگر زیبایی را در یک دستهپریشان بلوند دید.
he felt silly and self-conscious, peruked for the play.
او حس کرد که بیخود و خودآگاه است، با دستهپریشان برای بازی.
the historical reenactor was meticulously peruked and costumed.
بازیگر بازنشستهسازی تاریخی با دقت دستهپریشان و لباسپوشیده شد.
she appeared peruked at the costume party, unrecognizable.
او در جشن لباسپوشیدن با دستهپریشان ظاهر شد، غیرقابل شناسایی.
the wig shop offered a wide selection of peruked styles.
فروشگاه دستهپریشان یک انتخاب گسترده از سبکهای دستهپریشان را ارائه میدهد.
the stage manager ensured everyone was properly peruked for the scene.
مدیر صحنه مطمئن شد که همه درست دستهپریشان شدهاند برای صحنه.
he was peruked and made up to resemble a historical figure.
او دستهپریشان و مکیف شد تا به یک شخصیت تاریخی شباهت داشته باشد.
the film required several actors to be peruked as elderly women.
فیلم نیاز داشت تا چند بازیگر را دستهپریشان کنند به عنوان زنان سالمند.
she felt more confident, peruked and ready for the audition.
او حس اعتماد بیشتری داشت، دستهپریشان و آماده برای آزمون.
the drag queen was expertly peruked and styled for the performance.
قویپریشان با دستهپریشان و سبکگذاری حرفهای برای اجرایی شد.
the character was distinctly peruked, adding to the theatrical effect.
شخصیت به طور متمایز دستهپریشان شد، به اثر تئاتری اضافه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید