pervasions

[ایالات متحده]/pəˈveɪʒən/
[بریتانیا]/pərˈveɪʒən/

ترجمه

n. عمل پخش یا نفوذ؛ وجود یا تأثیر گسترده

عبارات و ترکیب‌ها

cultural pervasion

نفوذ فرهنگی

social pervasion

نفوذ اجتماعی

pervasion of ideas

نفوذ ایده ها

pervasion of values

نفوذ ارزش ها

pervasion of beliefs

نفوذ باورها

pervasion of culture

نفوذ فرهنگ

pervasion of information

نفوذ اطلاعات

pervasion of norms

نفوذ هنجارها

pervasion of trends

نفوذ روندها

pervasion of technology

نفوذ فناوری

جملات نمونه

the pervasion of technology in our lives is undeniable.

نفوذ فناوری در زندگی ما غیرقابل انکار است.

there is a pervasion of cultural influences in modern art.

نفوذ تأثیرات فرهنگی در هنر مدرن وجود دارد.

the pervasion of social media has changed communication.

نفوذ رسانه های اجتماعی ارتباطات را تغییر داده است.

we noticed the pervasion of new ideas in the discussion.

ما متوجه شدیم که نفوذ ایده های جدید در بحث وجود دارد.

the pervasion of advertising impacts consumer behavior.

نفوذ تبلیغات بر رفتار مصرف کننده تأثیر می گذارد.

there is a pervasion of misinformation in the news.

نفوذ اطلاعات نادرست در اخبار وجود دارد.

the pervasion of environmental concerns is growing.

نگرانی های زیست محیطی در حال گسترش است.

we must address the pervasion of stereotypes in society.

ما باید به مسئله نفوذ کلیشه ها در جامعه رسیدگی کنیم.

the pervasion of digital devices is reshaping education.

نفوذ دستگاه های دیجیتال در حال بازسازی آموزش است.

her influence had a pervasion that reached many people.

تأثیر او نفوذی داشت که به بسیاری از مردم رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید