peshmergas

[ایالات متحده]/ˌpɛʃmɜːˈɡɑːz/
[بریتانیا]/pɛʃˈmɜrɡəz/

ترجمه

n. جمع peshmerga؛ نیروهای گروگان کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

peshmerga forces

نیروهای پشمرگا

kurdish peshmerga

پشمرگا کرد

peshmerga fighters

نیروهای پشمرگا

female peshmerga

پشمرگای زن

peshmerga troops

نیروهای پشمرگا

join the peshmerga

به پشمرگا بپیوند

peshmerga front lines

خطوط جبهه پشمرگا

iraqi peshmerga

پشمرگا عراقی

peshmerga ministry

وزارت پشمرگا

support the peshmerga

پشمرگا را حمایت کن

جملات نمونه

peshmerga forces fought bravely against isis.

نیروهای پشمرگا به شجاعت علیه ایسیس مبارزه کردند.

the peshmerga forces secured the border region.

نیروهای پشمرگا منطقه مرزی را امن کردند.

peshmerga fighters received new military equipment.

نیروهای پشمرگا تجهیزات نظامی جدیدی دریافت کردند.

peshmerga units launched an offensive yesterday.

واحدهای پشمرگا روز گذشته یک حمله شروع کردند.

the peshmerga commander addressed his troops.

فرمانده پشمرگا به نیروهای خود سخن رفت.

peshmerga forces advanced toward the disputed territory.

نیروهای پشمرگا به سمت منطقه متنازع پیشروی کردند.

many peshmerga fighters were trained by american instructors.

بسیاری از نیروهای پشمرگا توسط مربیان آمریکایی آموزش دیدند.

the peshmerga base came under attack last night.

baz پشمرگا در شب گذشته مورد حمله قرار گرفت.

peshmerga forces established a new defensive line.

نیروهای پشمرگا یک خط دفاعی جدید ایجاد کردند.

kurdish peshmerga forces play a key role in regional security.

نیروهای پشمرگا کرد در امنیت منطقه نقش کلیدی دارند.

the peshmerga operation was successful.

عملیات پشمرگا موفق بود.

peshmerga volunteers joined the fight.

مobilizه شدگان پشمرگا به مبارزه پیوستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید