petrifying fear
ترس فلج کننده
petrifying moment
لحظه فلج کننده
petrifying experience
تجربه فلج کننده
petrifying sight
صحنه فلج کننده
petrifying scream
جیغ فلج کننده
petrifying story
داستان فلج کننده
petrifying chill
سرمازدگی فلج کننده
petrifying reality
واقعیت فلج کننده
petrifying thought
فکر فلج کننده
petrifying nightmare
شب بد فلج کننده
that horror movie was absolutely petrifying.
آن فیلم ترسناک به طور کامل وحشتناک بود.
she had a petrifying fear of heights.
او ترس وحشتناکی از ارتفاعات داشت.
the thought of public speaking can be petrifying for many.
فکر صحبت کردن در جمع میتواند برای بسیاری از افراد وحشتناک باشد.
his petrifying stare made everyone uncomfortable.
نگاه وحشتناک او باعث ناراحتی همه شد.
the ghost story was so petrifying that i couldn't sleep.
داستان ارواح به قدری وحشتناک بود که نتوانستم بخوابم.
walking through the abandoned house was a petrifying experience.
قدم گذاشتن در آن خانه متروکه یک تجربه وحشتناک بود.
she found the idea of failing the exam petrifying.
او ایده مردن در امتحان را وحشتناک یافت.
the petrifying sound in the dark made him freeze.
صدای وحشتناک در تاریکی باعث شد او منجمد شود.
his petrifying tales of adventure kept the kids on the edge of their seats.
داستانهای وحشتناک ماجراجویی او کودکان را در لبه صندلیهایشان نگه داشت.
facing the wild animal was a petrifying moment.
مواجهه با حیوان وحشی یک لحظه وحشتناک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید