pettier

[ایالات متحده]/ˈpɛtiə/
[بریتانیا]/ˈpɛtiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کم اهمیت; بی‌ارزش; بدجنس; کوچک-minded

عبارات و ترکیب‌ها

pettier than

کوچکتر از

pettier behavior

رفتار کوچکتر

pettier attitude

نگرش کوچکتر

pettier person

شخص کوچکتر

pettier issues

مشکلات کوچکتر

pettier complaints

شکایات کوچکتر

pettier remarks

نظرات کوچکتر

pettier disputes

اختلافات کوچکتر

pettier arguments

استدلال‌های کوچکتر

pettier preferences

ترجیحات کوچکتر

جملات نمونه

she is often pettier than her friends.

او اغلب از دوستانش خودخواه تر است.

his pettier concerns overshadowed the bigger issues.

نگرانی های کوچک تر او مسائل مهم تر را تحت الشعاع قرار داد.

don't be pettier about the details; focus on the big picture.

در مورد جزئیات خودخواه نباشید؛ روی تصویر بزرگ تمرکز کنید.

she tends to be pettier when under stress.

او معمولاً در زمان استرس خودخواه تر است.

his pettier remarks often annoy his colleagues.

اظهارات کوچک تر او اغلب همکارانش را آزار می دهد.

being pettier won't help solve the problem.

خودخواه بودن به حل مشکل کمک نمی کند.

they argued over pettier matters instead of addressing the issue.

آنها به جای رسیدگی به موضوع بر سر مسائل کوچک تر بحث کردند.

her pettier nature made it hard for her to make friends.

طبع خودخواهانه او باعث می شد دوست پیدا کردن برایش سخت باشد.

he realized he was being pettier than usual.

او متوجه شد که نسبت به معمول خودخواه تر است.

stop being so pettier and start enjoying life.

فقط خودخواه بودن را متوقف کنید و از زندگی لذت ببرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید