pettings

[ایالات متحده]/ˈpɛtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpɛtɪŋz/

ترجمه

n. عمل نوازش یا محبت کردن \nv. شکل حال استمراری pet، نوازش کردن یا ابراز محبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gentle pettings

لطفاً نوازش‌های ملایم

quick pettings

نوازش‌های سریع

soft pettings

نوازش‌های نرم

loving pettings

نوازش‌های محبت‌آمیز

frequent pettings

نوازش‌های مکرر

affectionate pettings

نوازش‌های دلسوزانه

playful pettings

نوازش‌های بازیگوشانه

long pettings

نوازش‌های طولانی

calm pettings

نوازش‌های آرام

جملات نمونه

pettings can help build trust between a pet and its owner.

نوازش‌ها می‌توانند به ایجاد اعتماد بین یک حیوان خانگی و صاحب آن کمک کنند.

regular pettings can soothe anxious animals.

نوازش‌های منظم می‌توانند حیوانات مضطرب را آرام کنند.

children often enjoy pettings with their furry friends.

کودکان اغلب از نوازش حیوانات پشمالویشان لذت می‌برند.

pettings are essential for socializing young pets.

نوازش‌ها برای اجتماعی کردن حیوانات خانگی جوان ضروری هستند.

she finds comfort in pettings after a long day.

او بعد از یک روز طولانی در نوازش‌ها آرامش می‌یابد.

pettings can be a great way to bond with your animal.

نوازش‌ها می‌توانند راهی عالی برای ایجاد پیوند با حیوان خانگی شما باشند.

many pets respond positively to gentle pettings.

بسیاری از حیوانات خانگی به طور مثبت به نوازش‌های ملایم پاسخ می‌دهند.

pettings should be done in a calm environment.

نوازش‌ها باید در یک محیط آرام انجام شود.

he enjoys giving his dog long pettings every evening.

او از نوازش طولانی سگش هر شب لذت می‌برد.

pettings can enhance the overall well-being of pets.

نوازش‌ها می‌توانند سلامت کلی حیوانات خانگی را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید