peuple

[ایالات متحده]//ˈpɜːpəl//
[بریتانیا]//ˈpɜːrpəl//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمعیت کلی یک کشور؛ مردم عادی.
v. پر کردن (یک مکان) با مردم.
شکل‌های واژه
جمعpeuples

جملات نمونه

the french peuple gathered to celebrate their national holiday.

خانواده فرانسوی جمع شدند تا روز ملی خود را جشن بگیرند.

the entire peuple voted in the historic election.

کل خانواده در انتخابات تاریخی رأی دادند.

the indigenous peuple maintained their traditional customs.

خانواده بومی آداب و رسوم سنتی خود را حفظ کردند.

popular sovereignty belongs to the peuple in a democracy.

حکومت مردمی در یک دموکراسی به خانواده تعلق دارد.

the voice of the peuple was heard during the protest.

صوت خانواده در حین اعتراض شنیده شد.

the rights of the peuple are protected by the constitution.

حقوق خانواده توسط قانون اساسی حفظ می‌شود.

unity of the peuple is essential for national progress.

یکپارچگی خانواده برای پیشرفت ملی ضروری است.

every peuple deserves access to quality education.

هر خانواده حق دسترسی به آموزش با کیفیت را دارد.

the peuple elected their new leader yesterday.

خانواده روز گذشته رهبر جدید خود را انتخاب کردند.

ancient peuple built impressive architectural monuments.

خانواده‌های باستانی آثار معماری برجسته ساختند.

the peaceful peuple lived in harmony with nature.

خانواده‌های صلح‌طلب با طبیعت در هماهنگی زندگی می‌کردند.

the young peuple showed great enthusiasm for social change.

خانواده جوان علاقه زیادی به تغییر اجتماعی نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید