phlogistic

[ایالات متحده]/fləʊˈdʒɪstɪk/
[بریتانیا]/fləˈdʒɪstɪk/

ترجمه

adj. مربوط به التهاب یا تب؛ مربوط به فلوژیستون، یک مفهوم تاریخی در شیمی

عبارات و ترکیب‌ها

phlogistic theory

نظریه خلسه

phlogistic concept

مفهوم خلسه

phlogistic substance

ماده خلسه

phlogistic explanation

توضیح خلسه

phlogistic model

مدل خلسه

phlogistic reaction

واکنش خلسه

phlogistic process

فرآیند خلسه

phlogistic view

دیدگاه خلسه

phlogistic phenomena

پدیده‌های خلسه

جملات نمونه

the phlogistic theory was widely accepted in the 18th century.

تئوری فسفوری به طور گسترده در قرن هجدهم پذیرفته شد.

many scientists debated the validity of the phlogistic concept.

بسیاری از دانشمندان در مورد اعتبار مفهوم فسفوری بحث کردند.

phlogistic ideas were eventually replaced by modern chemistry.

ایده‌های فسفوری در نهایت با شیمی مدرن جایگزین شدند.

the phlogistic model failed to explain combustion accurately.

مدل فسفوری نتوانست احتراق را به طور دقیق توضیح دهد.

understanding phlogistic theory is important for historical chemistry.

درک تئوری فسفوری برای شیمی تاریخی مهم است.

phlogistic substances were thought to be released during burning.

تصور می‌شد که مواد فسفوری در هنگام سوختن آزاد می‌شوند.

critics of phlogistic theory pointed out its inconsistencies.

منتقدان تئوری فسفوری به تناقضات آن اشاره کردند.

phlogistic explanations were common before the discovery of oxygen.

توضیحات فسفوری قبل از کشف اکسیژن رایج بودند.

the decline of phlogistic theory marked a turning point in chemistry.

کاهش تئوری فسفوری نشان دهنده یک نقطه عطف در شیمی بود.

phlogistic views were challenged by new experimental evidence.

دیدگاه‌های فسفوری با شواهد تجربی جدید به چالش کشیده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید