phoboss

[ایالات متحده]/ˈfɒbəs/
[بریتانیا]/ˈfoʊbəs/

ترجمه

n. ماه بزرگتر و نزدیکتر از دو ماه مریخ

عبارات و ترکیب‌ها

phoboss attack

حمله فوبوس

phoboss fear

ترس فوبوس

phoboss reaction

واکنش فوبوس

phoboss therapy

درمان فوبوس

phoboss symptoms

علائم فوبوس

phoboss disorder

اختلال فوبوس

phoboss management

مدیریت فوبوس

phoboss exposure

قرار گرفتن در معرض فوبوس

phoboss treatment

درمان فوبوس

phoboss coping

مقابله با فوبوس

جملات نمونه

he has a phoboss about spiders.

او در مورد عنکبوت‌ها ترس دارد.

her phoboss prevents her from going outdoors.

ترس او مانع از بیرون رفتنش می‌شود.

many people struggle with phoboss related to heights.

بسیاری از مردم با ترس‌های مرتبط با ارتفاعات دست و پنجه نرم می‌کنند.

he is seeking therapy for his phoboss.

او برای غلبه بر ترس خود در حال دریافت درمان است.

the phoboss she has makes it hard to travel.

ترسی که او دارد سفر را برایش دشوار می‌کند.

overcoming a phoboss can take time.

غلبه بر ترس ممکن است زمان ببرد.

phoboss can be triggered by past experiences.

ترس ممکن است توسط تجربیات گذشته تحریک شود.

he learned to manage his phoboss through meditation.

او یاد گرفت که ترس خود را از طریق مدیتیشن مدیریت کند.

she found support groups helpful for her phoboss.

او گروه‌های حمایتی را برای ترس خود مفید یافت.

understanding your phoboss is the first step to overcoming it.

درک ترس شما اولین قدم برای غلبه بر آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید