phonates clearly
به وضوح تلفظ میکند
phonates softly
به آرامی تلفظ میکند
phonates loudly
با صدای بلند تلفظ میکند
phonates accurately
به طور دقیق تلفظ میکند
phonates beautifully
به زیبایی تلفظ میکند
phonates distinctly
به طور متمایز تلفظ میکند
phonates fluently
به طور روان تلفظ میکند
phonates regularly
به طور منظم تلفظ میکند
phonates continuously
به طور مداوم تلفظ میکند
phonates differently
به طور متفاوت تلفظ میکند
the bird phonates beautifully in the morning.
پرنده صبحها به زیبایی صدا تولید میکند.
she phonates different sounds to mimic the animal.
او صداهای مختلفی تولید میکند تا رفتار حیوانات را تقلید کند.
the musician phonates in various styles.
موسیقیدان با سبکهای مختلف صدا تولید میکند.
he phonates softly to soothe the baby.
او به آرامی صدا تولید میکند تا آرامش کودک را فراهم کند.
the teacher phonates clearly for the students.
معلم برای دانشآموزان به وضوح صدا تولید میکند.
during the performance, she phonates with great emotion.
در طول اجرا، او با احساسات زیاد صدا تولید میکند.
the parrot phonates words it has learned.
طوطی کلماتی را که یاد گرفته تولید میکند.
he phonates while playing the guitar.
او در حالی که گیتار مینوازد صدا تولید میکند.
the choir phonates in perfect harmony.
گروه کر با هماهنگی کامل صدا تولید میکند.
she phonates to practice her vocal techniques.
او برای تمرین تکنیکهای آوازی خود صدا تولید میکند.
phonates clearly
به وضوح تلفظ میکند
phonates softly
به آرامی تلفظ میکند
phonates loudly
با صدای بلند تلفظ میکند
phonates accurately
به طور دقیق تلفظ میکند
phonates beautifully
به زیبایی تلفظ میکند
phonates distinctly
به طور متمایز تلفظ میکند
phonates fluently
به طور روان تلفظ میکند
phonates regularly
به طور منظم تلفظ میکند
phonates continuously
به طور مداوم تلفظ میکند
phonates differently
به طور متفاوت تلفظ میکند
the bird phonates beautifully in the morning.
پرنده صبحها به زیبایی صدا تولید میکند.
she phonates different sounds to mimic the animal.
او صداهای مختلفی تولید میکند تا رفتار حیوانات را تقلید کند.
the musician phonates in various styles.
موسیقیدان با سبکهای مختلف صدا تولید میکند.
he phonates softly to soothe the baby.
او به آرامی صدا تولید میکند تا آرامش کودک را فراهم کند.
the teacher phonates clearly for the students.
معلم برای دانشآموزان به وضوح صدا تولید میکند.
during the performance, she phonates with great emotion.
در طول اجرا، او با احساسات زیاد صدا تولید میکند.
the parrot phonates words it has learned.
طوطی کلماتی را که یاد گرفته تولید میکند.
he phonates while playing the guitar.
او در حالی که گیتار مینوازد صدا تولید میکند.
the choir phonates in perfect harmony.
گروه کر با هماهنگی کامل صدا تولید میکند.
she phonates to practice her vocal techniques.
او برای تمرین تکنیکهای آوازی خود صدا تولید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید