| جمع | phoneys |
a phoney Welsh accent
یک لهجه ولزی جعلی
The kids all put on a phoney American accent.
کودکان همگی لهجه آمریکایی تقلبی به خود گرفتند.
She could tell that the painting was a phoney.
او میتوانست تشخیص دهد که نقاشی تقلبی بود.
He tried to pass off the phoney Rolex as real.
او سعی کرد ساعت رولکس تقلبی را به عنوان اصل جا بزند.
The phoney psychic claimed to predict the future.
پیشگوی تقلبی ادعا کرد که میتواند آینده را پیشبینی کند.
The phoney doctor was arrested for malpractice.
پزشک تقلبی به دلیل بیاحتیاطی دستگیر شد.
She put on a phoney smile to hide her true feelings.
او برای پنهان کردن احساسات واقعی خود لبخند تقلبی زد.
He made phoney excuses for being late.
او بهانههای تقلبی برای دیر رسیدن ساخت.
The phoney website was shut down for selling counterfeit goods.
وبسایت تقلبی به دلیل فروش کالاهای تقلبی بسته شد.
The phoney salesman tried to scam unsuspecting customers.
فروشنده تقلبی سعی کرد مشتریان ناآگاه را فریب دهد.
She received a phoney email claiming she had won a prize.
او یک ایمیل تقلبی دریافت کرد که در آن ادعا شده بود برنده جایزه شده است.
The phoney charity organization was exposed as a scam.
سازمان خیریه تقلبی به عنوان یک کلاهبرداری افشا شد.
a phoney Welsh accent
یک لهجه ولزی جعلی
The kids all put on a phoney American accent.
کودکان همگی لهجه آمریکایی تقلبی به خود گرفتند.
She could tell that the painting was a phoney.
او میتوانست تشخیص دهد که نقاشی تقلبی بود.
He tried to pass off the phoney Rolex as real.
او سعی کرد ساعت رولکس تقلبی را به عنوان اصل جا بزند.
The phoney psychic claimed to predict the future.
پیشگوی تقلبی ادعا کرد که میتواند آینده را پیشبینی کند.
The phoney doctor was arrested for malpractice.
پزشک تقلبی به دلیل بیاحتیاطی دستگیر شد.
She put on a phoney smile to hide her true feelings.
او برای پنهان کردن احساسات واقعی خود لبخند تقلبی زد.
He made phoney excuses for being late.
او بهانههای تقلبی برای دیر رسیدن ساخت.
The phoney website was shut down for selling counterfeit goods.
وبسایت تقلبی به دلیل فروش کالاهای تقلبی بسته شد.
The phoney salesman tried to scam unsuspecting customers.
فروشنده تقلبی سعی کرد مشتریان ناآگاه را فریب دهد.
She received a phoney email claiming she had won a prize.
او یک ایمیل تقلبی دریافت کرد که در آن ادعا شده بود برنده جایزه شده است.
The phoney charity organization was exposed as a scam.
سازمان خیریه تقلبی به عنوان یک کلاهبرداری افشا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید