phoniest

[ایالات متحده]/ˈfəʊnɪɪst/
[بریتانیا]/ˈfoʊniɪst/

ترجمه

adj. بیشترین جعلی؛ غیرصادق یا تقلبی
n. فریبنده‌ترین یا تقلبی‌ترین شخص یا چیز

عبارات و ترکیب‌ها

phoniest person

مملوترین شخص

phoniest smile

لبخند بیش از حد مصنوعی

phoniest excuse

بهانه‌ی بیش از حد مصنوعی

phoniest act

رفتار بیش از حد مصنوعی

phoniest compliment

تعریف و تمجید بیش از حد مصنوعی

phoniest friend

دوست بیش از حد مصنوعی

phoniest gesture

حرکت بیش از حد مصنوعی

phoniest statement

اظهار نظر بیش از حد مصنوعی

phoniest behavior

رفتار بیش از حد مصنوعی

phoniest attitude

نگاه بیش از حد مصنوعی

جملات نمونه

he was the phoniest person i've ever met.

او بیش از حد دروغگو و ریاکار بود.

her smile was the phoniest i had ever seen.

لبخندش بیش از حد دروغگو و ریاکار بود.

they put on the phoniest act during the performance.

آنها بیشترین نمایش ریاکارانه را در طول اجرا نشان دادند.

his compliments felt phoniest when he was trying to impress her.

تعارفاتش بیش از حد دروغگو و ریاکارانه به نظر می رسید وقتی سعی می کرد او را تحت تاثیر قرار دهد.

the phoniest excuses never convince anyone.

بیشترین بهانه ها هرگز کسی را متقاعد نمی کنند.

she always wears the phoniest mask in social gatherings.

او همیشه بیشترین نقاب ریاکارانه را در جمع های اجتماعی به تن می کند.

his laughter sounded phoniest when he was nervous.

خنده اش بیش از حد دروغگو و ریاکارانه به نظر می رسید وقتی عصبی بود.

the phoniest friendships are often the most superficial.

بیشترین دوستی ها اغلب سطحی ترین هستند.

people can see through the phoniest of intentions.

مردم می توانند بیشترین نیت های ریاکارانه را تشخیص دهند.

he gave the phoniest apology i've ever heard.

او بیشترین عذرخواهی ریاکارانه را که تا به حال شنیده بودم داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید