phoniest person
مملوترین شخص
phoniest smile
لبخند بیش از حد مصنوعی
phoniest excuse
بهانهی بیش از حد مصنوعی
phoniest act
رفتار بیش از حد مصنوعی
phoniest compliment
تعریف و تمجید بیش از حد مصنوعی
phoniest friend
دوست بیش از حد مصنوعی
phoniest gesture
حرکت بیش از حد مصنوعی
phoniest statement
اظهار نظر بیش از حد مصنوعی
phoniest behavior
رفتار بیش از حد مصنوعی
phoniest attitude
نگاه بیش از حد مصنوعی
he was the phoniest person i've ever met.
او بیش از حد دروغگو و ریاکار بود.
her smile was the phoniest i had ever seen.
لبخندش بیش از حد دروغگو و ریاکار بود.
they put on the phoniest act during the performance.
آنها بیشترین نمایش ریاکارانه را در طول اجرا نشان دادند.
his compliments felt phoniest when he was trying to impress her.
تعارفاتش بیش از حد دروغگو و ریاکارانه به نظر می رسید وقتی سعی می کرد او را تحت تاثیر قرار دهد.
the phoniest excuses never convince anyone.
بیشترین بهانه ها هرگز کسی را متقاعد نمی کنند.
she always wears the phoniest mask in social gatherings.
او همیشه بیشترین نقاب ریاکارانه را در جمع های اجتماعی به تن می کند.
his laughter sounded phoniest when he was nervous.
خنده اش بیش از حد دروغگو و ریاکارانه به نظر می رسید وقتی عصبی بود.
the phoniest friendships are often the most superficial.
بیشترین دوستی ها اغلب سطحی ترین هستند.
people can see through the phoniest of intentions.
مردم می توانند بیشترین نیت های ریاکارانه را تشخیص دهند.
he gave the phoniest apology i've ever heard.
او بیشترین عذرخواهی ریاکارانه را که تا به حال شنیده بودم داد.
phoniest person
مملوترین شخص
phoniest smile
لبخند بیش از حد مصنوعی
phoniest excuse
بهانهی بیش از حد مصنوعی
phoniest act
رفتار بیش از حد مصنوعی
phoniest compliment
تعریف و تمجید بیش از حد مصنوعی
phoniest friend
دوست بیش از حد مصنوعی
phoniest gesture
حرکت بیش از حد مصنوعی
phoniest statement
اظهار نظر بیش از حد مصنوعی
phoniest behavior
رفتار بیش از حد مصنوعی
phoniest attitude
نگاه بیش از حد مصنوعی
he was the phoniest person i've ever met.
او بیش از حد دروغگو و ریاکار بود.
her smile was the phoniest i had ever seen.
لبخندش بیش از حد دروغگو و ریاکار بود.
they put on the phoniest act during the performance.
آنها بیشترین نمایش ریاکارانه را در طول اجرا نشان دادند.
his compliments felt phoniest when he was trying to impress her.
تعارفاتش بیش از حد دروغگو و ریاکارانه به نظر می رسید وقتی سعی می کرد او را تحت تاثیر قرار دهد.
the phoniest excuses never convince anyone.
بیشترین بهانه ها هرگز کسی را متقاعد نمی کنند.
she always wears the phoniest mask in social gatherings.
او همیشه بیشترین نقاب ریاکارانه را در جمع های اجتماعی به تن می کند.
his laughter sounded phoniest when he was nervous.
خنده اش بیش از حد دروغگو و ریاکارانه به نظر می رسید وقتی عصبی بود.
the phoniest friendships are often the most superficial.
بیشترین دوستی ها اغلب سطحی ترین هستند.
people can see through the phoniest of intentions.
مردم می توانند بیشترین نیت های ریاکارانه را تشخیص دهند.
he gave the phoniest apology i've ever heard.
او بیشترین عذرخواهی ریاکارانه را که تا به حال شنیده بودم داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید