photic

[ایالات متحده]/ˈfəʊtɪk/
[بریتانیا]/ˈfoʊtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نور; قادر به روشن شدن; حساس به نور

عبارات و ترکیب‌ها

photic zone

منطقه نوری

photic depth

عمق نورانی

photic layer

لایه نوری

photic environment

محیط نوری

photic organisms

آوردگاه‌های نوری

photic response

پاسخ نوری

photic conditions

شرایط نوری

photic area

منطقه نوری

photic stimulation

تحریک نوری

photic influence

تاثیر نور

جملات نمونه

the photic zone is where most ocean life exists.

منطقه نورانی مکانی است که بیشتر حیات دریایی در آن وجود دارد.

photic organisms rely on sunlight for energy.

موجودات نورانی برای انرژی به نور خورشید متکی هستند.

coral reefs thrive in photic waters.

جزایر مرجانی در آب‌های نورانی شکوفا می‌شوند.

photic depths can vary depending on water clarity.

عمق نورانی می‌تواند بسته به وضوح آب متفاوت باشد.

scientists study photic zones to understand marine ecosystems.

دانشمندان مناطق نورانی را برای درک اکوسیستم‌های دریایی مطالعه می‌کنند.

photic environments are essential for photosynthesis.

محیط‌های نورانی برای فتوسنتز ضروری هستند.

many fish species inhabit the photic layer of the ocean.

بسیاری از گونه‌های ماهی در لایه نورانی اقیانوس زندگی می‌کنند.

photic regions are characterized by high light penetration.

مناطق نورانی با نفوذ بالای نور مشخص می‌شوند.

understanding photic zones helps in conservation efforts.

درک مناطق نورانی به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

photic conditions influence the distribution of marine species.

شرایط نورانی بر توزیع گونه‌های دریایی تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید