pichi

[ایالات متحده]/ˈpɪtʃi/
[بریتانیا]/ˈpɪtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از گونه سولاناسه آمریکایی جنوبی (Fabiana imbricata) که برگ‌های آن برای درمان سیستیت استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعpichis

عبارات و ترکیب‌ها

pichi's house

خانه پیچی

meet pichi

آشنا شوید با پیچی

hello pichi

سلام پیچی

pichi and me

پیچی و من

good pichi

خوب پیچی

little pichi

کوچک پیچی

pichi's friend

دوست پیچی

nice pichi

خوب پیچی

pichi comes

پیچی می‌آید

see pichi

پیچی را ببین

جملات نمونه

i bought some pichi from the market

من چند میوه پیچی از بازار خریدم

my grandmother makes delicious pichi

مادربزرگ من پیچی لذیذ می‌سازد

pichi is my favorite traditional snack

پیچی عاشق‌ترین میوه‌ی سنتی من است

the pichi recipe was passed down for generations

دستور پیچی از نسل به نسل منتقل شده است

we need flour to make pichi

برای ساخت پیچی نیاز به گوشت داریم

this pichi is too sweet

این پیچی خیلی شیرین است

can you teach me how to make pichi?

می‌توانی به من یاد بدهی که چگونه پیچی بسازم؟

the pichi vendor is very popular

فروشنده پیچی بسیار محبوب است

i want to try making pichi tomorrow

می‌خواهم فردا سعی کنم پیچی بسازم

pichi is often served during celebrations

پیچی معمولاً در جشن‌ها سرو می‌شود

fresh pichi tastes better than old ones

پیچی تازه طعم بهتری نسبت به قدیمی‌ترها دارد

my mother sells pichi at her shop

مادر من پیچی را در فروشگاهش می‌فروشد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید