pickins

[ایالات متحده]/ˈpɪk.ɪn/
[بریتانیا]/ˈpɪk.ɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کودک (اصطلاح غرب آفریقایی); کودک

عبارات و ترکیب‌ها

pickin' flowers

برداشتن گل

pickin' berries

برداشتن توت

pickin' apples

برداشتن سیب

pickin' up

برداشتن

pickin' teams

انتخاب تیم‌ها

pickin' sides

انتخاب طرف

pickin' winners

انتخاب برندگان

pickin' locks

باز کردن قفل

pickin' fights

آغاز درگیری

pickin' favorites

انتخاب مورد علاقه

جملات نمونه

she is pickin' apples from the orchard.

او در حال چیدن سیب از باغ است.

he enjoys pickin' the best fruits at the market.

او از چیدن بهترین میوه ها در بازار لذت می برد.

they were pickin' flowers for the wedding.

آنها گل برای عروسی می چیدند.

i'm pickin' up some groceries after work.

من بعد از کار مقداری مواد غذایی می گیرم.

she loves pickin' out new outfits for the season.

او عاشق انتخاب لباس های جدید برای فصل است.

we're pickin' a movie to watch tonight.

ما امشب فیلمی برای تماشا انتخاب می کنیم.

he's pickin' a guitar in the park.

او در پارک گیتار می نوازد.

they are pickin' the best team for the project.

آنها بهترین تیم را برای پروژه انتخاب می کنند.

i'm pickin' my brain for new ideas.

من در حال فکر کردن برای ایده های جدید هستم.

she was pickin' on him all day.

او تمام روز به او گیر می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید