strumming

[ایالات متحده]/ˈstrʌmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstrʌmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی نواختن یک ساز رشته‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

strumming guitar

اجرای گیتار

strumming pattern

الگوی نواختن

strumming chords

اجرای آکوردها

strumming softly

به آرامی نواختن

strumming away

نواختن با شور و شوق

strumming rhythm

ریتم نواختن

strumming technique

تکنیک اجرا

strumming along

همراه نواختن

strumming sound

صدای نواختن

strumming session

جلسه نواختن

جملات نمونه

the musician was strumming his guitar on the street corner.

موسیقی‌دان در حال نواختن گیتار خود در گوشه خیابان بود.

she enjoys strumming her ukulele while sitting by the beach.

او از نواختن یوکوله خود در حالی که کنار ساحل نشسته است لذت می‌برد.

he spent the afternoon strumming chords and writing songs.

او بعد از ظهر را صرف نواختن آکوردها و نوشتن آهنگ کرد.

strumming the strings gently, he created a soothing melody.

در حالی که با ملایمت سیم‌ها را می‌نواخت، یک ملودی آرامش‌بخش ساخت.

they gathered around the campfire, strumming their guitars.

آنها دور آتش جمع شدند و گیتارهای خود را می‌نواختند.

strumming the banjo, she entertained everyone at the party.

در حالی که بانجو می‌نواخت، همه را در مهمانی سرگرم کرد.

he learned strumming techniques from online tutorials.

او تکنیک‌های نواختن را از آموزش‌های آنلاین یاد گرفت.

strumming along to her favorite songs always lifts her spirits.

همیشه نواختن آهنگ‌های مورد علاقه او، روحیه او را بالا می‌برد.

she practiced strumming every day to improve her skills.

او هر روز برای بهبود مهارت‌های خود تمرین می‌کرد.

the sound of strumming filled the air during the concert.

صدای نواختن هوا را در طول کنسرت پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید