blues

[ایالات متحده]/bluːz/
[بریتانیا]/blooZ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ژانر موسیقی که با آوازهای غمگین و احساسی مشخص می‌شود و اغلب با گیتار و هارمونیکا همراه است؛ احساسی از غم یا اندوه؛ بلوز.
adj. (غیررسمی) احساس غمگینی یا افسردگی؛ در حالتی از ناامیدی.
v. چیزی را به رنگ آبی رنگ کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

feeling the blues

احساس دلگیری

have the blues

دلگیر بودن

blue music

موسیقی بلوز

blues guitar

گیتار بلوز

the blues singer

خواننده بلوز

get the blues

دلگیر شدن

blues festival

جشنواره بلوز

جملات نمونه

i often listen to the blues when i'm feeling down.

من اغلب زمانی که احساس ناراحتی می‌کنم به بلوز گوش می‌دهم.

the blues can express deep emotions and struggles.

بلوز می‌تواند احساسات و سختی‌های عمیق را بیان کند.

he played the blues on his guitar all night long.

او تمام شب را با گیتار بلوز می‌نواخت.

she has a talent for writing blues lyrics.

او استعداد نوشتن اشعار بلوز را دارد.

the blues originated from african american communities.

بلوز از جوامع آفریقایی-آمریکایی نشأت گرفته است.

listening to the blues helps me relax after a long day.

گوش دادن به بلوز به من کمک می‌کند بعد از یک روز طولانی آرام بگیرم.

many famous musicians started their careers playing the blues.

بسیاری از نوازندگان مشهور، دوران حرفه خود را با نواختن بلوز آغاز کردند.

the festival featured a variety of blues bands.

جشنواره میزبان گروه‌های بلوز متنوعی بود.

blues music often tells stories of heartache and love.

موسیقی بلوز اغلب داستان‌هایی از دل‌شکستگی و عشق را بیان می‌کند.

she felt the blues creeping in after the breakup.

او احساس کرد که بعد از جدایی، بلوز در حال رخنه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید