pigeonry

[ایالات متحده]/ˈpɪdʒənri/
[بریتانیا]/ˈpɪdʒənri/

ترجمه

n. محلی که کبوترها در آن نگهداری می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

pigeonry management

مدیریت کبریت‌خانه

pigeonry practices

روش‌های کبریت‌خانه

pigeonry breeding

پرورش کبریت‌خانه

pigeonry care

مراقبت از کبریت‌خانه

pigeonry facilities

امکانات کبریت‌خانه

pigeonry hobby

سرگرمی کبریت‌خانه

pigeonry enthusiasts

علاقه‌مندان کبریت‌خانه

pigeonry products

محصولات کبریت‌خانه

pigeonry exhibition

نمایشگاه کبریت‌خانه

pigeonry competition

مسابقه کبریت‌خانه

جملات نمونه

pigeonry is an ancient practice that still fascinates many people today.

پرورش کبوتری سنت باستانی است که هنوز هم بسیاری از مردم را مجذوب خود می‌کند.

he decided to start a pigeonry in his backyard.

او تصمیم گرفت در حیاط پشتی خود یک کبوتری راه اندازی کند.

the art of pigeonry requires patience and dedication.

هنر پرورش کبوتری صبر و تعهد را می‌طلبد.

many enthusiasts gather to share tips on pigeonry.

بسیاری از علاقه مندان گرد هم می آیند تا نکات مربوط به پرورش کبوتری را به اشتراک بگذارند.

she won several awards for her exceptional pigeonry skills.

او جوایز متعددی را برای مهارت های استثنایی خود در پرورش کبوتری به دست آورد.

pigeonry can be a rewarding hobby for animal lovers.

پرورش کبوتری می‌تواند سرگرمی ارزشمندی برای دوستداران حیوانات باشد.

understanding the genetics of birds is essential in pigeonry.

درک ژنتیک پرندگان در پرورش کبوتری ضروری است.

he read numerous books to improve his pigeonry knowledge.

او برای بهبود دانش خود در مورد پرورش کبوتری، کتاب های زیادی خواند.

local clubs often host competitions to promote pigeonry.

باشگاه های محلی اغلب مسابقاتی را برای ترویج پرورش کبوتری برگزار می کنند.

she found joy in the daily routines of her pigeonry.

او از روال های روزانه کبوتری خود لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید