pigmies

[ایالات متحده]/ˈpɪɡmi/
[بریتانیا]/ˈpɪɡmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از اعضای برخی از مردم با قد بسیار کوتاه در آفریقای استوایی و بخش‌هایی از جنوب شرق آسیا؛ یک شخص یا حیوان بسیار کوچک؛ یک کوتوله.
adj. کوچک در اندازه؛ ناچیز.

عبارات و ترکیب‌ها

pigmy goat

گوسفند کوتوله

pigmy marmoset

میمون کوتوله مارموزت

pigmy hedgehog

هرپاجینگوی کوتوله

pigmy possum

پوسوم کوتوله

pigmy owl

بووفیلای کوتوله

pigmy seahorse

اسب دریایی کوتوله

pigmy shrew

خرطوم کوتوله

pigmy antelope

آنتالوپ کوتوله

pigmy deer

گوزن کوتوله

pigmy crocodile

تمساح کوتوله

جملات نمونه

the pigmy goat is a popular pet among animal lovers.

گوسفند کوتوله یک حیوان خانگی محبوب در میان دوستداران حیوانات است.

pigmy marmosets are the smallest monkeys in the world.

مارموزهای کوتوله کوچکترین میمون های جهان هستند.

the pigmy shrew is known for its tiny size and fast movements.

بزکاکوی کوتوله به دلیل جثه کوچک و حرکات سریعش شناخته شده است.

many people find pigmy hedgehogs to be adorable pets.

بسیاری از مردم خوک آبی کوتوله را حیوان خانگی دوست داشتنی می دانند.

pigmy elephants inhabit certain regions of africa.

فیل‌های کوتوله در مناطق خاصی از آفریقا زندگی می کنند.

the pigmy falcon is a rare bird species.

شاهین کوتوله یک گونه پرنده نادر است.

pigmy tribes have unique cultural practices.

قبایل کوتوله دارای شیوه های فرهنگی منحصر به فرد هستند.

researchers study pigmy species to understand biodiversity.

محققان گونه های کوتوله را برای درک تنوع زیستی مطالعه می کنند.

the pigmy whale is a fascinating marine creature.

نهنگ کوتوله یک موجود دریایی جذاب است.

in some regions, pigmy animals are endangered due to habitat loss.

در برخی مناطق، حیوانات کوتوله به دلیل از دست دادن زیستگاه در معرض خطر قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید