pili

[ایالات متحده]/ˈpaɪlaɪ/
[بریتانیا]/ˈpaɪlaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مو; پشم; درخت زیتون وحشی; بادام تلخ جاوا

عبارات و ترکیب‌ها

pili game

بازی پیلی

pili show

نمایش پیلی

pili puppet

عروسک پیلی

pili style

سبک پیلی

pili festival

جشنواره پیلی

pili art

هنر پیلی

pili culture

فرهنگ پیلی

pili performance

اجرای پیلی

pili tradition

آداب و رسوم پیلی

pili theater

تئاتر پیلی

جملات نمونه

he decided to pili his skills in photography.

او تصمیم گرفت مهارت‌های خود را در عکاسی تقویت کند.

it's important to pili your knowledge in this field.

در این زمینه، تقویت دانش شما مهم است.

she wants to pili her cooking abilities.

او می‌خواهد توانایی‌های آشپزی خود را تقویت کند.

they plan to pili their teamwork skills through practice.

آنها قصد دارند از طریق تمرین مهارت‌های کار گروهی خود را تقویت کنند.

to succeed, you need to pili your leadership qualities.

برای موفقیت، شما باید ویژگی‌های رهبری خود را تقویت کنید.

he is working hard to pili his language proficiency.

او سخت در تلاش است تا مهارت زبان خود را تقویت کند.

she aims to pili her academic performance this semester.

او قصد دارد عملکرد تحصیلی خود را در این ترم تقویت کند.

we should pili our marketing strategies for better results.

ما باید استراتژی‌های بازاریابی خود را برای نتایج بهتر تقویت کنیم.

it's time to pili your fitness routine.

وقت آن است که روتین تناسب اندام خود را تقویت کنید.

he wants to pili his public speaking skills.

او می‌خواهد مهارت‌های سخنرانی عمومی خود را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید