public pillories
تیرهای عمومی
digital pillories
تیرهای دیجیتال
social pillories
تیرهای اجتماعی
pillories of shame
تیرهای شرمساری
pillories for justice
تیرهای عدالت
historical pillories
تیرهای تاریخی
pillories in history
تیرها در تاریخ
virtual pillories
تیرهای مجازی
pillories of society
تیرهای جامعه
pillories of accountability
تیرهای پاسخگویی
the politician was placed in the pillories for his corrupt actions.
سیاستمدت به دلیل اقدامات فاسدش در دار المجاز قرار گرفت.
in medieval times, criminals were often displayed in pillories.
در دوران قرون وسطی، مجرمان اغلب در دار المجاز به نمایش گذاشته میشدند.
public opinion can sometimes feel like a pillory for celebrities.
گاهی اوقات، افکار عمومی میتواند مانند دار المجاز برای مشاهیر احساس شود.
he felt as if he was in the pillories after the scandal broke.
او احساس کرد که پس از افشای رسوایی در دار المجاز قرار گرفته است.
critics often pillory artists for their controversial work.
منتقدان اغلب هنرمندان را به دلیل آثار بحثبرانگیزشان مورد انتقاد شدید قرار میدهند.
the media can act like modern-day pillories for public figures.
رسانهها میتوانند مانند دار المجاز مدرن برای چهرههای عمومی عمل کنند.
being placed in the pillories was a common punishment in the past.
قرار گرفتن در دار المجاز یک مجازات رایج در گذشته بود.
the pillories served as a deterrent to potential offenders.
دار المجاز به عنوان یک بازدارنده برای متخلفان احتمالی عمل میکرد.
he was subjected to pillorying by his peers after the incident.
او پس از این حادثه توسط همسالانش مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
public pillories
تیرهای عمومی
digital pillories
تیرهای دیجیتال
social pillories
تیرهای اجتماعی
pillories of shame
تیرهای شرمساری
pillories for justice
تیرهای عدالت
historical pillories
تیرهای تاریخی
pillories in history
تیرها در تاریخ
virtual pillories
تیرهای مجازی
pillories of society
تیرهای جامعه
pillories of accountability
تیرهای پاسخگویی
the politician was placed in the pillories for his corrupt actions.
سیاستمدت به دلیل اقدامات فاسدش در دار المجاز قرار گرفت.
in medieval times, criminals were often displayed in pillories.
در دوران قرون وسطی، مجرمان اغلب در دار المجاز به نمایش گذاشته میشدند.
public opinion can sometimes feel like a pillory for celebrities.
گاهی اوقات، افکار عمومی میتواند مانند دار المجاز برای مشاهیر احساس شود.
he felt as if he was in the pillories after the scandal broke.
او احساس کرد که پس از افشای رسوایی در دار المجاز قرار گرفته است.
critics often pillory artists for their controversial work.
منتقدان اغلب هنرمندان را به دلیل آثار بحثبرانگیزشان مورد انتقاد شدید قرار میدهند.
the media can act like modern-day pillories for public figures.
رسانهها میتوانند مانند دار المجاز مدرن برای چهرههای عمومی عمل کنند.
being placed in the pillories was a common punishment in the past.
قرار گرفتن در دار المجاز یک مجازات رایج در گذشته بود.
the pillories served as a deterrent to potential offenders.
دار المجاز به عنوان یک بازدارنده برای متخلفان احتمالی عمل میکرد.
he was subjected to pillorying by his peers after the incident.
او پس از این حادثه توسط همسالانش مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید