pillories

[ایالات متحده]/ˈpɪl.ər.iz/
[بریتانیا]/ˈpɪl.ər.iz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع پیلوری
v. به طور عمومی مسخره کردن یا افشا کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

public pillories

تیرهای عمومی

digital pillories

تیرهای دیجیتال

social pillories

تیرهای اجتماعی

pillories of shame

تیرهای شرمساری

pillories for justice

تیرهای عدالت

historical pillories

تیرهای تاریخی

pillories in history

تیرها در تاریخ

virtual pillories

تیرهای مجازی

pillories of society

تیرهای جامعه

pillories of accountability

تیرهای پاسخگویی

جملات نمونه

the politician was placed in the pillories for his corrupt actions.

سیاستمدت به دلیل اقدامات فاسدش در دار المجاز قرار گرفت.

in medieval times, criminals were often displayed in pillories.

در دوران قرون وسطی، مجرمان اغلب در دار المجاز به نمایش گذاشته می‌شدند.

public opinion can sometimes feel like a pillory for celebrities.

گاهی اوقات، افکار عمومی می‌تواند مانند دار المجاز برای مشاهیر احساس شود.

he felt as if he was in the pillories after the scandal broke.

او احساس کرد که پس از افشای رسوایی در دار المجاز قرار گرفته است.

critics often pillory artists for their controversial work.

منتقدان اغلب هنرمندان را به دلیل آثار بحث‌برانگیزشان مورد انتقاد شدید قرار می‌دهند.

the media can act like modern-day pillories for public figures.

رسانه‌ها می‌توانند مانند دار المجاز مدرن برای چهره‌های عمومی عمل کنند.

being placed in the pillories was a common punishment in the past.

قرار گرفتن در دار المجاز یک مجازات رایج در گذشته بود.

the pillories served as a deterrent to potential offenders.

دار المجاز به عنوان یک بازدارنده برای متخلفان احتمالی عمل می‌کرد.

he was subjected to pillorying by his peers after the incident.

او پس از این حادثه توسط همسالانش مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید