pillows

[ایالات متحده]/ˈpɪləʊz/
[بریتانیا]/ˈpɪloʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع pillow; مواردی که به عنوان pillows استفاده می‌شوند; cushions; pillows
v. به عنوان یک pillow استراحت کردن; به عنوان یک pillow استفاده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

soft pillows

بالش‌های نرم

fluffy pillows

بالش‌های پف‌دار

decorative pillows

بالش‌های تزئینی

sleeping pillows

بالش‌های خواب

bed pillows

بالش‌های تختخواب

throw pillows

بالش‌های انداختنی

travel pillows

بالش‌های مسافرتی

support pillows

بالش‌های حمایتی

cooling pillows

بالش‌های خنک‌کننده

luxury pillows

بالش‌های لوکس

جملات نمونه

she arranged the pillows on the couch.

او کوسنه‌ها را روی مبل مرتب کرد.

he loves to sleep with two pillows.

او دوست دارد با دو کوسن بخوابد.

the hotel provided fluffy pillows for guests.

هتل کوسن‌های پف‌دار برای مهمانان فراهم کرد.

they bought new decorative pillows for the bedroom.

آنها کوسن‌های تزئینی جدید برای اتاق خواب خریدند.

she fluffed the pillows before the guests arrived.

او قبل از ورود مهمانان کوسن‌ها را پف کرد.

pillows can greatly affect your sleep quality.

کوسن‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی بر کیفیت خواب شما تأثیر بگذارند.

he tossed and turned, unable to find a comfortable pillow.

او چرخید و تاب خورد، نتوانست کوسن راحتی پیدا کند.

the kids built a fort with pillows and blankets.

بچه‌ها با کوسن‌ها و پتوها یک قلعه ساختند.

she prefers memory foam pillows for better support.

او ترجیح می‌دهد از کوسن‌های مموری فوم برای پشتیبانی بهتر استفاده کند.

they arranged the pillows in a cozy corner of the room.

آنها کوسن‌ها را در یک گوشه دنج اتاق مرتب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید