| جمع | pincushions |
pincushion doll
عروسک سوزنی
pincushion flower
گل سوزنی
pincushion pin
سوزن سوزنی
pincushion holder
نگهدارنده سوزنی
pincushion design
طرح سوزنی
pincushion cushion
بالش سوزنی
pincushion sewing
دوخت سوزنی
pincushion pattern
الگوی سوزنی
pincushion project
پروژه سوزنی
pincushion craft
هنر سوزنی
she used a pincushion to hold all her sewing pins.
او از یک بالش سوزن برای نگه داشتن تمام سنجاقهای خیاطی خود استفاده کرد.
the pincushion was shaped like a tomato.
بالش سوزن به شکل یک گوجه فرنگی بود.
i need to buy a new pincushion for my craft supplies.
من باید یک بالش سوزن جدید برای لوازم صنایع دستیام بخرم.
she carefully arranged the pins in her pincushion.
او سنجاقها را به دقت در بالش سوزن خود مرتب کرد.
the pincushion is a handy tool for any seamstress.
بالش سوزن ابزاری جادویی برای هر خیاط است.
he gifted her a beautiful pincushion on her birthday.
او در روز تولدش یک بالش سوزن زیبا به او هدیه داد.
my grandmother taught me how to make a pincushion.
مادربزرگم به من یاد داد چگونه یک بالش سوزن درست کنم.
she prefers a pincushion that matches her sewing machine.
او ترجیح میدهد یک بالش سوزن که با ماشین خیاطیاش مطابقت داشته باشد.
he found an old pincushion at the flea market.
او یک بالش سوزن قدیمی در بازار دست دوم پیدا کرد.
the colorful pincushion brightened up her sewing area.
بالش سوزن رنگارنگ فضای خیاطی او را روشن کرد.
pincushion doll
عروسک سوزنی
pincushion flower
گل سوزنی
pincushion pin
سوزن سوزنی
pincushion holder
نگهدارنده سوزنی
pincushion design
طرح سوزنی
pincushion cushion
بالش سوزنی
pincushion sewing
دوخت سوزنی
pincushion pattern
الگوی سوزنی
pincushion project
پروژه سوزنی
pincushion craft
هنر سوزنی
she used a pincushion to hold all her sewing pins.
او از یک بالش سوزن برای نگه داشتن تمام سنجاقهای خیاطی خود استفاده کرد.
the pincushion was shaped like a tomato.
بالش سوزن به شکل یک گوجه فرنگی بود.
i need to buy a new pincushion for my craft supplies.
من باید یک بالش سوزن جدید برای لوازم صنایع دستیام بخرم.
she carefully arranged the pins in her pincushion.
او سنجاقها را به دقت در بالش سوزن خود مرتب کرد.
the pincushion is a handy tool for any seamstress.
بالش سوزن ابزاری جادویی برای هر خیاط است.
he gifted her a beautiful pincushion on her birthday.
او در روز تولدش یک بالش سوزن زیبا به او هدیه داد.
my grandmother taught me how to make a pincushion.
مادربزرگم به من یاد داد چگونه یک بالش سوزن درست کنم.
she prefers a pincushion that matches her sewing machine.
او ترجیح میدهد یک بالش سوزن که با ماشین خیاطیاش مطابقت داشته باشد.
he found an old pincushion at the flea market.
او یک بالش سوزن قدیمی در بازار دست دوم پیدا کرد.
the colorful pincushion brightened up her sewing area.
بالش سوزن رنگارنگ فضای خیاطی او را روشن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید