pincushion

[ایالات متحده]/ˈpɪnˌkʊʃən/
[بریتانیا]/ˈpɪnˌkʊʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بالشتک برای نگه داشتن سنجاق‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pincushion doll

عروسک سوزنی

pincushion flower

گل سوزنی

pincushion pin

سوزن سوزنی

pincushion holder

نگهدارنده سوزنی

pincushion design

طرح سوزنی

pincushion cushion

بالش سوزنی

pincushion sewing

دوخت سوزنی

pincushion pattern

الگوی سوزنی

pincushion project

پروژه سوزنی

pincushion craft

هنر سوزنی

جملات نمونه

she used a pincushion to hold all her sewing pins.

او از یک بالش سوزن برای نگه داشتن تمام سنجاق‌های خیاطی خود استفاده کرد.

the pincushion was shaped like a tomato.

بالش سوزن به شکل یک گوجه فرنگی بود.

i need to buy a new pincushion for my craft supplies.

من باید یک بالش سوزن جدید برای لوازم صنایع دستی‌ام بخرم.

she carefully arranged the pins in her pincushion.

او سنجاق‌ها را به دقت در بالش سوزن خود مرتب کرد.

the pincushion is a handy tool for any seamstress.

بالش سوزن ابزاری جادویی برای هر خیاط است.

he gifted her a beautiful pincushion on her birthday.

او در روز تولدش یک بالش سوزن زیبا به او هدیه داد.

my grandmother taught me how to make a pincushion.

مادربزرگم به من یاد داد چگونه یک بالش سوزن درست کنم.

she prefers a pincushion that matches her sewing machine.

او ترجیح می‌دهد یک بالش سوزن که با ماشین خیاطی‌اش مطابقت داشته باشد.

he found an old pincushion at the flea market.

او یک بالش سوزن قدیمی در بازار دست دوم پیدا کرد.

the colorful pincushion brightened up her sewing area.

بالش سوزن رنگارنگ فضای خیاطی او را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید