pinfold

[ایالات متحده]/ˈpɪn.fəʊld/
[بریتانیا]/ˈpɪn.foʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محوطه برای دام؛ مکان حبس
v. در یک محوطه محبوس کردن؛ به زندان انداختن
Word Forms
جمعpinfolds

عبارات و ترکیب‌ها

pinfold area

منطقه پین‌فولد

pinfold gate

دروازه پین‌فولد

pinfold animals

حیوانات پین‌فولد

pinfold keeper

نگهبان پین‌فولد

pinfold fence

نرده پین‌فولد

pinfold stock

ذخیره پین‌فولد

pinfold law

قانون پین‌فولد

pinfold sheep

گوسفندان پین‌فولد

pinfold space

فضای پین‌فولد

pinfold location

موقعیت پین‌فولد

جملات نمونه

the farmer built a pinfold for his sheep.

کشاورز یک انبار گوسفند برای گوسفندهایش ساخت.

you can see the livestock in the pinfold.

می‌توانید دام را در انبار گوسفند ببینید.

the pinfold was crowded with goats and pigs.

انبار گوسفند مملو از بزها و خوک‌ها بود.

they decided to keep the horses in the pinfold overnight.

آنها تصمیم گرفتند شب‌ها اسب‌ها را در انبار گوسفند نگه دارند.

after the storm, the animals returned to the pinfold.

بعد از طوفان، حیوانات به انبار گوسفند بازگشتند.

the pinfold was essential for protecting the livestock.

انبار گوسفند برای محافظت از دام ضروری بود.

he repaired the pinfold to ensure the animals' safety.

او برای اطمینان از ایمنی حیوانات، انبار گوسفند را تعمیر کرد.

the children loved to play near the pinfold.

بچه‌ها عاشق بازی کردن نزدیک انبار گوسفند بودند.

we need to clean the pinfold before winter arrives.

ما باید قبل از رسیدن زمستان انبار گوسفند را تمیز کنیم.

the old pinfold was a landmark in the village.

انبار گوسفند قدیمی یک نقطه عطف در دهکده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید