| جمع | pinfolds |
pinfold area
منطقه پینفولد
pinfold gate
دروازه پینفولد
pinfold animals
حیوانات پینفولد
pinfold keeper
نگهبان پینفولد
pinfold fence
نرده پینفولد
pinfold stock
ذخیره پینفولد
pinfold law
قانون پینفولد
pinfold sheep
گوسفندان پینفولد
pinfold space
فضای پینفولد
pinfold location
موقعیت پینفولد
the farmer built a pinfold for his sheep.
کشاورز یک انبار گوسفند برای گوسفندهایش ساخت.
you can see the livestock in the pinfold.
میتوانید دام را در انبار گوسفند ببینید.
the pinfold was crowded with goats and pigs.
انبار گوسفند مملو از بزها و خوکها بود.
they decided to keep the horses in the pinfold overnight.
آنها تصمیم گرفتند شبها اسبها را در انبار گوسفند نگه دارند.
after the storm, the animals returned to the pinfold.
بعد از طوفان، حیوانات به انبار گوسفند بازگشتند.
the pinfold was essential for protecting the livestock.
انبار گوسفند برای محافظت از دام ضروری بود.
he repaired the pinfold to ensure the animals' safety.
او برای اطمینان از ایمنی حیوانات، انبار گوسفند را تعمیر کرد.
the children loved to play near the pinfold.
بچهها عاشق بازی کردن نزدیک انبار گوسفند بودند.
we need to clean the pinfold before winter arrives.
ما باید قبل از رسیدن زمستان انبار گوسفند را تمیز کنیم.
the old pinfold was a landmark in the village.
انبار گوسفند قدیمی یک نقطه عطف در دهکده بود.
pinfold area
منطقه پینفولد
pinfold gate
دروازه پینفولد
pinfold animals
حیوانات پینفولد
pinfold keeper
نگهبان پینفولد
pinfold fence
نرده پینفولد
pinfold stock
ذخیره پینفولد
pinfold law
قانون پینفولد
pinfold sheep
گوسفندان پینفولد
pinfold space
فضای پینفولد
pinfold location
موقعیت پینفولد
the farmer built a pinfold for his sheep.
کشاورز یک انبار گوسفند برای گوسفندهایش ساخت.
you can see the livestock in the pinfold.
میتوانید دام را در انبار گوسفند ببینید.
the pinfold was crowded with goats and pigs.
انبار گوسفند مملو از بزها و خوکها بود.
they decided to keep the horses in the pinfold overnight.
آنها تصمیم گرفتند شبها اسبها را در انبار گوسفند نگه دارند.
after the storm, the animals returned to the pinfold.
بعد از طوفان، حیوانات به انبار گوسفند بازگشتند.
the pinfold was essential for protecting the livestock.
انبار گوسفند برای محافظت از دام ضروری بود.
he repaired the pinfold to ensure the animals' safety.
او برای اطمینان از ایمنی حیوانات، انبار گوسفند را تعمیر کرد.
the children loved to play near the pinfold.
بچهها عاشق بازی کردن نزدیک انبار گوسفند بودند.
we need to clean the pinfold before winter arrives.
ما باید قبل از رسیدن زمستان انبار گوسفند را تمیز کنیم.
the old pinfold was a landmark in the village.
انبار گوسفند قدیمی یک نقطه عطف در دهکده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید