piquances

[ایالات متحده]/ˈpɪkwəns/
[بریتانیا]/ˈpɪkwəns/

ترجمه

n. تندی; کیفیت اشتها آور; تحریک; تشویق; هیجان; جذابیت; علاقه; سرزندگی; شیطنت; تیزی; تندیدگی

عبارات و ترکیب‌ها

sharp piquances

طعمه‌های تند

delicate piquances

طعمه‌های لطیف

subtle piquances

طعمه‌های ظریف

vivid piquances

طعمه‌های زنده

unexpected piquances

طعمه‌های غیرمنتظره

cultural piquances

طعمه‌های فرهنگی

flavor piquances

طعمه‌های طعم‌دار

artistic piquances

طعمه‌های هنری

emotional piquances

طعمه‌های احساسی

sensory piquances

طعمه‌های حسی

جملات نمونه

her piquances added a unique flavor to the dish.

طعم خاص و منحصربه‌فرد غذا را طعم‌های خاص او افزود.

the piquances of the story kept the audience engaged.

طعم‌های خاص داستان باعث جذب مخاطبان شد.

he appreciated the piquances in her personality.

او از طعم‌های خاص در شخصیت او قدردانی کرد.

the piquances of the local culture fascinated the tourists.

طعم‌های خاص فرهنگ محلی گردشگران را مجذوب خود کرد.

they discussed the piquances of modern art.

آنها در مورد طعم‌های خاص هنر مدرن بحث کردند.

the piquances in his speech captured everyone's attention.

طعم‌های خاص در سخنرانی او توجه همه را جلب کرد.

finding piquances in everyday life can be rewarding.

پیدا کردن طعم‌های خاص در زندگی روزمره می‌تواند پاداش‌دهنده باشد.

her writing style is full of piquances.

سبک نوشتن او پر از طعم‌های خاص است.

the piquances of the landscape took my breath away.

طعم‌های خاص منظره نفس من را گرفت.

he loved the piquances of different cuisines.

او عاشق طعم‌های خاص غذاهای مختلف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید