piths

[ایالات متحده]/pɪθs/
[بریتانیا]/pɪθs/

ترجمه

n. بخش اساسی یا مرکزی چیزی؛ بافت نرم در مرکز ساقه یک گیاه؛ لایه اسفنجی زیر پوست میوه‌هایی مانند پرتقال

عبارات و ترکیب‌ها

piths of trees

ریشه‌ها و مغز درختان

piths of plants

ریشه‌ها و مغز گیاهان

piths in fruits

ریشه‌ها و مغز میوه‌ها

piths of stems

ریشه‌ها و مغز ساقه‌ها

piths of flowers

ریشه‌ها و مغز گل‌ها

piths of bamboo

ریشه‌ها و مغز بامبو

piths in seeds

ریشه‌ها و مغز دانه‌ها

piths of citrus

ریشه‌ها و مغز مرکبات

piths of cacti

ریشه‌ها و مغز کاکتوس‌ها

piths in vegetables

ریشه‌ها و مغز سبزیجات

جملات نمونه

the piths of the plants are often used in herbal medicine.

بخش‌های داخلی گیاهان اغلب در طب سنتی استفاده می‌شوند.

we examined the piths to understand their structure.

ما بخش‌های داخلی را بررسی کردیم تا ساختار آن‌ها را درک کنیم.

some fruits have piths that are edible.

برخی از میوه‌ها دارای بخش‌های داخلی خوراکی هستند.

the piths provide essential nutrients to the plant.

بخش‌های داخلی مواد مغذی ضروری را برای گیاه فراهم می‌کنند.

in botany, piths refer to the central part of the stem.

در گیاه‌شناسی، بخش‌های داخلی به قسمت مرکزی ساقه اشاره دارد.

we learned about the role of piths in plant growth.

ما در مورد نقش بخش‌های داخلی در رشد گیاهان یاد گرفتیم.

piths can be found in various types of trees.

بخش‌های داخلی را می‌توان در انواع مختلف درختان یافت.

the piths of certain plants are known for their medicinal properties.

بخش‌های داخلی برخی از گیاهان به دلیل خواص دارویی خود شناخته شده‌اند.

piths are sometimes removed to make the plant lighter.

گاهی اوقات بخش‌های داخلی برای سبک‌تر کردن گیاه حذف می‌شوند.

understanding piths helps in identifying different species.

درک بخش‌های داخلی به شناسایی گونه‌های مختلف کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید