pitons

[ایالات متحده]/'piːtɒn/
[بریتانیا]/'pitɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قله کوه تند؛ میخ فولادی، پیتون.

عبارات و ترکیب‌ها

climbing piton

پیچ سنگ‌نورد

جملات نمونه

with cords and pitons they anchored him to the rock.

با استفاده از طناب‌ها و فِسارها، او را به صخره متصل کردند.

5 When a piton is intentionally removed it should be replaced with a fixed hanger or ringbolt.

هنگامی که یک پیتون به طور عمدی برداشته می شود، باید با یک قلاب یا حلقه ثابت جایگزین شود.

The climbers secured the rope to the piton.

صخره‌نوردان طناب را به فیسار بستند.

She carefully placed the piton into the rock crevice.

او با دقت فیسار را در شکاف سنگ قرار داد.

He used a hammer to drive the piton into the hard rock.

او از یک چکش برای ضربه زدن فیسار به سنگ سخت استفاده کرد.

The piton helped anchor the climber's safety line.

فیسار به تثبیت طناب ایمنی صخره‌نورد کمک کرد.

They relied on pitons for protection while climbing.

آنها در هنگام صخره‌نوردی به فیسارها برای محافظت تکیه کردند.

The piton got stuck in a crack in the wall.

فیسار در شکاف دیوار گیر کرد.

The climber carefully removed the piton from the rock.

صخره‌نورد با دقت فیسار را از صخره جدا کرد.

They carried a variety of pitons for different types of rock.

آنها انواع مختلف فیسار را برای انواع مختلف سنگ حمل می‌کردند.

The piton was essential for securing the climbing route.

فیسار برای ایمن کردن مسیر صعود ضروری بود.

She practiced placing pitons in a climbing course.

او در یک دوره صخره‌نوردی تمرین قرار دادن فیسار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید