bolthole

[ایالات متحده]/[ˈbɒlˌhəʊl]/
[بریتانیا]/[ˈbɑːlˌhoʊl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایگاهی سرپوشیده یا خصوصی که کسی می‌تواند به آن بروید تا از خطر یا توجه فرار کند؛ یک فریز کوچک در دیوار یا درب برای فرار سریع از خطر
v. به یک جایگاه سرپوشیده یا خصوصی فرار کردن
شکل‌های واژه
جمعboltholes

عبارات و ترکیب‌ها

safe bolthole

گوشه امن

find a bolthole

یک گوشه پیدا کن

remote bolthole

گوشه دورافتاده

secret bolthole

گوشه سری

their bolthole

گوشه آنها

bolthole escape

هرب کردن از گوشه

abandoned bolthole

گوشه ترکیده

private bolthole

گوشه خصوصی

boltholed away

گوشه گرفته شد

ideal bolthole

گوشه ایده آل

جملات نمونه

they needed a safe bolthole after the storm.

پس از باران، آنها به یک پناهگاه امن نیاز داشتند.

the remote cabin served as their secret bolthole.

خانه دور از شهر به عنوان پناهگاه سررازشی آنها خدمت کرد.

he sought a quiet bolthole away from the city.

او به دنبال یک پناهگاه آرام در دوری از شهر بود.

the smugglers used a coastal bolthole to store their goods.

کارگران قاچاق از یک پناهگاه ساحلی برای نگه داشتن کالای خود استفاده کردند.

their mountain bolthole offered stunning views.

پناهگاه کوهستانی آنها دید خیره کننده ای ارائه می داد.

she found a charming bolthole in the countryside.

او یک پناهگاه جذاب در روستا پیدا کرد.

the abandoned church became their unexpected bolthole.

کلیسای ترک遗弃 شده به عنوان پناهگاه غیر منتظره آنها تبدیل شد.

he planned to build a secure bolthole on the island.

او برنامه ریزی کرد تا یک پناهگاه امن روی جزیره ساخته شود.

the children loved their treehouse bolthole.

کودکان به پناهگاه خانه درختشان علاقه داشتند.

it was a perfect bolthole from the paparazzi.

این یک پناهگاه کامل از فوتوگراف‌های گوشه روزنامه بود.

they established a hidden bolthole in the forest.

آنها یک پناهگاه مخفی در جنگل ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید