| جمع | boltholes |
safe bolthole
گوشه امن
find a bolthole
یک گوشه پیدا کن
remote bolthole
گوشه دورافتاده
secret bolthole
گوشه سری
their bolthole
گوشه آنها
bolthole escape
هرب کردن از گوشه
abandoned bolthole
گوشه ترکیده
private bolthole
گوشه خصوصی
boltholed away
گوشه گرفته شد
ideal bolthole
گوشه ایده آل
they needed a safe bolthole after the storm.
پس از باران، آنها به یک پناهگاه امن نیاز داشتند.
the remote cabin served as their secret bolthole.
خانه دور از شهر به عنوان پناهگاه سررازشی آنها خدمت کرد.
he sought a quiet bolthole away from the city.
او به دنبال یک پناهگاه آرام در دوری از شهر بود.
the smugglers used a coastal bolthole to store their goods.
کارگران قاچاق از یک پناهگاه ساحلی برای نگه داشتن کالای خود استفاده کردند.
their mountain bolthole offered stunning views.
پناهگاه کوهستانی آنها دید خیره کننده ای ارائه می داد.
she found a charming bolthole in the countryside.
او یک پناهگاه جذاب در روستا پیدا کرد.
the abandoned church became their unexpected bolthole.
کلیسای ترک遗弃 شده به عنوان پناهگاه غیر منتظره آنها تبدیل شد.
he planned to build a secure bolthole on the island.
او برنامه ریزی کرد تا یک پناهگاه امن روی جزیره ساخته شود.
the children loved their treehouse bolthole.
کودکان به پناهگاه خانه درختشان علاقه داشتند.
it was a perfect bolthole from the paparazzi.
این یک پناهگاه کامل از فوتوگرافهای گوشه روزنامه بود.
they established a hidden bolthole in the forest.
آنها یک پناهگاه مخفی در جنگل ایجاد کردند.
safe bolthole
گوشه امن
find a bolthole
یک گوشه پیدا کن
remote bolthole
گوشه دورافتاده
secret bolthole
گوشه سری
their bolthole
گوشه آنها
bolthole escape
هرب کردن از گوشه
abandoned bolthole
گوشه ترکیده
private bolthole
گوشه خصوصی
boltholed away
گوشه گرفته شد
ideal bolthole
گوشه ایده آل
they needed a safe bolthole after the storm.
پس از باران، آنها به یک پناهگاه امن نیاز داشتند.
the remote cabin served as their secret bolthole.
خانه دور از شهر به عنوان پناهگاه سررازشی آنها خدمت کرد.
he sought a quiet bolthole away from the city.
او به دنبال یک پناهگاه آرام در دوری از شهر بود.
the smugglers used a coastal bolthole to store their goods.
کارگران قاچاق از یک پناهگاه ساحلی برای نگه داشتن کالای خود استفاده کردند.
their mountain bolthole offered stunning views.
پناهگاه کوهستانی آنها دید خیره کننده ای ارائه می داد.
she found a charming bolthole in the countryside.
او یک پناهگاه جذاب در روستا پیدا کرد.
the abandoned church became their unexpected bolthole.
کلیسای ترک遗弃 شده به عنوان پناهگاه غیر منتظره آنها تبدیل شد.
he planned to build a secure bolthole on the island.
او برنامه ریزی کرد تا یک پناهگاه امن روی جزیره ساخته شود.
the children loved their treehouse bolthole.
کودکان به پناهگاه خانه درختشان علاقه داشتند.
it was a perfect bolthole from the paparazzi.
این یک پناهگاه کامل از فوتوگرافهای گوشه روزنامه بود.
they established a hidden bolthole in the forest.
آنها یک پناهگاه مخفی در جنگل ایجاد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید