pitprop support
حمایت از پیتروپ
pitprop installation
نصب پیتروپ
pitprop system
سیستم پیتروپ
pitprop usage
نحوه استفاده از پیتروپ
pitprop design
طراحی پیتروپ
pitprop material
مواد پیتروپ
pitprop safety
ایمنی پیتروپ
pitprop stability
پایداری پیتروپ
pitprop inspection
بازرسی پیتروپ
pitprop removal
برداشتن پیتروپ
we need to use a pitprop to support the roof.
ما نیاز به استفاده از یک تکیهگاه برای پشتیبانی از سقف داریم.
the miners placed a pitprop to prevent collapse.
ماینرها یک تکیهگاه قرار دادند تا از ریزش جلوگیری کنند.
he found a sturdy pitprop in the old mine.
او یک تکیهگاه محکم در معدن قدیمی پیدا کرد.
using a pitprop is essential for safety in tunnels.
استفاده از تکیهگاه برای ایمنی در تونلها ضروری است.
the pitprop broke under the weight of the rocks.
تکیهگاه زیر وزن سنگها شکست.
they installed a new pitprop to ensure stability.
آنها یک تکیهگاه جدید نصب کردند تا از پایداری اطمینان حاصل کنند.
inspecting the pitprop regularly is important.
بازرسی منظم تکیهگاه مهم است.
he learned how to position the pitprop correctly.
او یاد گرفت که چگونه تکیهگاه را به درستی قرار دهد.
without a pitprop, the structure could be dangerous.
بدون تکیهگاه، سازه ممکن است خطرناک باشد.
the crew worked quickly to install the pitprop.
گروه به سرعت برای نصب تکیهگاه کار کرد.
pitprop support
حمایت از پیتروپ
pitprop installation
نصب پیتروپ
pitprop system
سیستم پیتروپ
pitprop usage
نحوه استفاده از پیتروپ
pitprop design
طراحی پیتروپ
pitprop material
مواد پیتروپ
pitprop safety
ایمنی پیتروپ
pitprop stability
پایداری پیتروپ
pitprop inspection
بازرسی پیتروپ
pitprop removal
برداشتن پیتروپ
we need to use a pitprop to support the roof.
ما نیاز به استفاده از یک تکیهگاه برای پشتیبانی از سقف داریم.
the miners placed a pitprop to prevent collapse.
ماینرها یک تکیهگاه قرار دادند تا از ریزش جلوگیری کنند.
he found a sturdy pitprop in the old mine.
او یک تکیهگاه محکم در معدن قدیمی پیدا کرد.
using a pitprop is essential for safety in tunnels.
استفاده از تکیهگاه برای ایمنی در تونلها ضروری است.
the pitprop broke under the weight of the rocks.
تکیهگاه زیر وزن سنگها شکست.
they installed a new pitprop to ensure stability.
آنها یک تکیهگاه جدید نصب کردند تا از پایداری اطمینان حاصل کنند.
inspecting the pitprop regularly is important.
بازرسی منظم تکیهگاه مهم است.
he learned how to position the pitprop correctly.
او یاد گرفت که چگونه تکیهگاه را به درستی قرار دهد.
without a pitprop, the structure could be dangerous.
بدون تکیهگاه، سازه ممکن است خطرناک باشد.
the crew worked quickly to install the pitprop.
گروه به سرعت برای نصب تکیهگاه کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید