pixelates

[ایالات متحده]/ˈpɪksəleɪts/
[بریتانیا]/ˈpɪksəleɪts/

ترجمه

v. تبدیل یک تصویر به فرم پیکسل شده
n. اثر پیکسل شدن در فیلترهای ویدیویی

عبارات و ترکیب‌ها

image pixelates

تصویر پیکسلی می‌شود

video pixelates

ویدیو پیکسلی می‌شود

screen pixelates

صفحه نمایش پیکسلی می‌شود

photo pixelates

عکس پیکسلی می‌شود

graphics pixelates

گرافیک پیکسلی می‌شود

image suddenly pixelates

ناگهان تصویر پیکسلی می‌شود

video feed pixelates

فید ویدیو پیکسلی می‌شود

picture pixelates

تصویر پیکسلی می‌شود

content pixelates

محتوا پیکسلی می‌شود

display pixelates

نمایش پیکسلی می‌شود

جملات نمونه

the image pixelates when you zoom in too much.

هنگامی که بیش از حد بزرگ نمایی می کنید، تصویر پیکسلی می شود.

high compression often pixelates the video quality.

فشرده‌سازی زیاد اغلب باعث پیکسلی شدن کیفیت ویدیو می‌شود.

pixelates can occur in low-resolution images.

پیکسلی شدن می‌تواند در تصاویر با وضوح پایین رخ دهد.

using filters sometimes pixelates the original picture.

استفاده از فیلترها گاهی اوقات باعث پیکسلی شدن تصویر اصلی می‌شود.

the artwork pixelates when viewed from a distance.

هنگامی که از فاصله دور دیده می شود، اثر هنری پیکسلی می شود.

he noticed that the graphics pixelates on his screen.

او متوجه شد که گرافیک در صفحه نمایش او پیکسلی می شود.

some apps pixelates images to protect privacy.

برخی از برنامه ها برای محافظت از حریم خصوصی تصاویر را پیکسلی می کنند.

the video pixelates during fast motion scenes.

در صحنه های سریع، ویدیو پیکسلی می شود.

if the resolution is too low, it pixelates easily.

اگر وضوح خیلی کم باشد، به راحتی پیکسلی می شود.

they used software that pixelates the images automatically.

آنها از نرم افزاری استفاده کردند که تصاویر را به طور خودکار پیکسلی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید