placarded

[ایالات متحده]/ˈplækərd/
[بریتانیا]/ˈplækərd/

ترجمه

v. اطلاعیه یا علامتی را ارسال یا نمایش دادن
n. اطلاعیه یا علامتی که ارسال شده است

عبارات و ترکیب‌ها

placarded vehicle

وسیله نقلیه دارای برچسب

placarded container

کانتینر دارای برچسب

placarded area

منطقه دارای برچسب

placarded sign

تابلو دارای برچسب

placarded material

مواد دارای برچسب

placarded shipment

ارسال دارای برچسب

placarded load

بار دارای برچسب

placarded equipment

تجهیزات دارای برچسب

placarded warning

هشدار دارای برچسب

جملات نمونه

the truck was placarded with hazardous material warnings.

کامیون با هشدارهای مواد خطرناک علامت‌گذاری شده بود.

all containers must be placarded before shipping.

تمام ظروف باید قبل از حمل و نقل علامت‌گذاری شوند.

the placarded signs indicated the route to the emergency exit.

علائم علامت‌گذاری شده مسیر رسیدن به خروجی اضطراری را نشان می‌دادند.

he noticed the placarded warnings about the construction zone.

او متوجه هشدارهای علامت‌گذاری شده در مورد منطقه ساخت و ساز شد.

it is essential to have properly placarded vehicles on the road.

وجود وسایل نقلیه علامت‌گذاری شده به درستی در جاده ضروری است.

before the event, the area was placarded with safety instructions.

قبل از رویداد، منطقه با دستورالعمل‌های ایمنی علامت‌گذاری شده بود.

the placarded items were stored in a secure location.

اقلام علامت‌گذاری شده در یک مکان امن نگهداری می‌شدند.

she carefully read the placarded information on the chemicals.

او به دقت اطلاعات علامت‌گذاری شده روی مواد شیمیایی را خواند.

the fire department required all trucks to be placarded correctly.

آتش‌نشانی خواستار علامت‌گذاری صحیح تمام کامیون‌ها شد.

they ensured that the equipment was placarded according to regulations.

آنها اطمینان حاصل کردند که تجهیزات مطابق با مقررات علامت‌گذاری شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید