plaints

[ایالات متحده]/pleɪnts/
[بریتانیا]/pleɪnts/

ترجمه

n. ابراز غم یا شکایت

عبارات و ترکیب‌ها

file complaints

ثبت شکایات

address complaints

رسیدگی به شکایات

resolve complaints

حل شکایات

complaints received

دریافت شکایات

customer complaints

شکایات مشتریان

complaints department

بخش شکایات

lodge complaints

ثبت شکایت

complaints process

فرآیند رسیدگی به شکایات

investigate complaints

بررسی شکایات

handle complaints

رسیدگی به شکایات

جملات نمونه

she filed several complaints about the noise.

او چندین شکایت در مورد سر و صدا ثبت کرد.

the complaints were addressed by the management team.

شکایات توسط تیم مدیریت رسیدگی شد.

customers often express their complaints through surveys.

مشتریان اغلب شکایات خود را از طریق نظرسنجی بیان می کنند.

he has a habit of voicing his complaints loudly.

او عادت دارد شکایات خود را با صدای بلند بیان کند.

the complaints about the service were taken seriously.

شکایات در مورد خدمات جدی گرفته شد.

there were multiple complaints regarding the product quality.

چندین شکایت در مورد کیفیت محصول وجود داشت.

she decided to ignore the complaints from her coworkers.

او تصمیم گرفت شکایت های همکاران خود را نادیده بگیرد.

the company implemented changes based on customer complaints.

شرکت بر اساس شکایات مشتریان تغییراتی را اعمال کرد.

his complaints fell on deaf ears during the meeting.

شکایات او در طول جلسه به گوش منتقد برخورد کرد.

the hotline is available for any complaints or feedback.

خط تلفن برای هرگونه شکایت یا بازخورد در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید