plaisance

[ایالات متحده]/pleɪˈzɑːns/
[بریتانیا]/pleɪˈzæns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان لذت یا خوشی؛ نام چندین مکان در فرانسه، گویان، هایتی، موریس، سیشل

عبارات و ترکیب‌ها

joyful plaisance

شادماني دلپذیر

serene plaisance

آرامش دلپذیر

natural plaisance

طبیعی دلپذیر

pure plaisance

خالص دلپذیر

simple plaisance

ساده دلپذیر

endless plaisance

بی‌پایان دلپذیر

shared plaisance

اشتراکی دلپذیر

quiet plaisance

آرام دلپذیر

hidden plaisance

پنهان دلپذیر

vibrant plaisance

پر جنب و جوش دلپذیر

جملات نمونه

the weather was perfect for a day of plaisance.

هوا برای یک روز تفریح عالی بود.

she found great plaisance in painting landscapes.

او از نقاشی مناظر لذت زیادی می برد.

they planned a plaisance trip to the countryside.

آنها یک سفر تفریحی به حومه شهر برنامه ریزی کردند.

his smile brought plaisance to everyone around.

لبخند او شادی را برای همه اطرافیان به ارمغان آورد.

reading brings me a sense of plaisance.

مطالعه، احساس شادی را برای من به ارمغان می آورد.

the garden was a place of plaisance and tranquility.

باغ مکانی بود پر از شادی و آرامش.

she spoke of her travels with great plaisance.

او از سفرهايش با شادی فراوان صحبت کرد.

we shared a moment of plaisance at the beach.

ما یک لحظه شادی را در ساحل با هم تقسیم کردیم.

his stories were filled with plaisance and humor.

داستان های او پر از شادی و شوخ طبعی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید