plaiters

[ایالات متحده]/ˈpleɪtə/
[بریتانیا]/ˈpleɪtər/

ترجمه

n. دستگاه برای چینش پارچه؛ دستگاه برای مرتب‌سازی لباس

عبارات و ترکیب‌ها

skilled plaiter

حرفه‌گر بافت مو

expert plaiter

ماهر بافنده

plaiter needed

بافتگر مورد نیاز

plaiter required

بافتگر مورد نیاز

plaiter skills

مهارت‌های بافت مو

plaiter tools

ابزارهای بافت مو

plaiter design

طراحی بافت مو

plaiter techniques

تکنیک‌های بافت مو

plaiter styles

سبک‌های بافت مو

professional plaiter

بافتگر حرفه‌ای

جملات نمونه

the plaiter skillfully braided her hair into a beautiful style.

حائلی ماهرانه موهای خود را به یک مدل زیبا بافت.

as a plaiter, she often creates intricate designs for her clients.

به عنوان یک بافنده، او اغلب طرح های پیچیده ای برای مشتریان خود ایجاد می کند.

the plaiter used colorful ribbons to enhance the braids.

بافه از روبان های رنگارنگ برای افزایش زیبایی بافت ها استفاده کرد.

she learned the art of being a plaiter from her grandmother.

او هنر بافتن را از مادربزرگش یاد گرفت.

the plaiter demonstrated her technique at the hair salon.

بافه تکنیک خود را در آرایشگاه به نمایش گذاشت.

many people admire the work of a skilled plaiter.

بسیاری از مردم آثار یک بافنده ماهر را تحسین می کنند.

the plaiter offered a variety of styles for different occasions.

بافه انواع مختلف سبک را برای مناسبت های مختلف ارائه داد.

she became a plaiter after years of practice and dedication.

او پس از سال ها تمرین و تعهد به یک بافنده تبدیل شد.

the plaiter’s creations were featured in a fashion magazine.

آثار بافته در یک مجله مد به نمایش درآمد.

it takes patience to master the skills of a plaiter.

برای تسلط بر مهارت های یک بافنده، صبر لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید