planed

[ایالات متحده]/pleɪnd/
[بریتانیا]/pleɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای صاف یا هموار کردن با بریدن مواد؛ برای سفر با هواپیما

عبارات و ترکیب‌ها

planed surface

سطح صاف شده

planed wood

چوب صاف شده

planed edges

لبه‌های صاف شده

planed board

صفحه صاف شده

planed finish

پوشش صاف شده

planed lumber

چوب صاف شده

planed thickness

ضخامت صاف شده

planed timber

چوب صاف شده

planed profile

پروفایل صاف شده

planed grain

دانه‌های صاف شده

جملات نمونه

the carpenter planed the wooden surface to make it smooth.

نجار سطح چوبی را برای صاف کردن آن، گرا کرد.

she planed the edges of the table to prevent splinters.

او لبه‌های میز را برای جلوگیری از ایجاد ترکش‌ها، گرا کرد.

he planed the door to ensure it fits the frame perfectly.

او در را گرا کرد تا مطمئن شود که به طور کامل در قاب قرار می‌گیرد.

the woodworker planed the logs before crafting them into chairs.

چوب‌ساز قبل از تبدیل آن‌ها به صندلی، الوارها را گرا کرد.

they planed the old beams to restore the vintage look.

آن‌ها تیرهای قدیمی را گرا کردند تا ظاهر قدیمی را بازگردانند.

he carefully planed the surface to achieve a fine finish.

او سطح را با دقت گرا کرد تا به یک سطح صاف و زیبا برسد.

the craftsman planed the wood to prepare it for staining.

صنع‌تکار چوب را گرا کرد تا آن را برای رنگ‌آمیزی آماده کند.

planed wood is often used in high-quality furniture.

چوب گرا شده اغلب در مبلمان با کیفیت بالا استفاده می‌شود.

he planed the rough edges of the shelf for safety.

او لبه‌های ناهموار قفسه را برای ایمنی گرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید