plangency

[ایالات متحده]/ˈplæn.dʒən.si/
[بریتانیا]/ˈplæn.dʒən.si/

ترجمه

n. یک صدای بلند و نوازشی؛ کیفیتی که باعث می‌شود صدایی زنگ‌زدی یا تکان‌دهی ایجاد کند؛ کیفیت عاطفی، احساس‌انگیز یا لطیف بودن (اغلب درباره صداها استفاده می‌شود).
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the plangency

Persian_translation

deep plangency

Persian_translation

جملات نمونه

the plangent melody drifted through the empty concert hall.

آهنگ دردآور از طریق سالن کنسرت خالی پراکنده شد.

she heard the plangent cry of the loon across the lake.

او صدای دردآور گوزن را از طرف دریاچه شنید.

the plangent tone of the violin filled the room with sadness.

نواختن دردآور ویولن سالن را با افسردگی پر کرد.

a plangent song echoed from the old church.

یک آهنگ دردآور از کلیسای قدیمی تکرار شد.

the plangent sound of the wind mingled with her tears.

صوت دردآور باد با گریه‌های او مخلوط شد.

his plangent voice broke as he spoke of his loss.

صوت دردآور او وقتی درباره‌ی زیان خود صحبت کرد شکست.

the plangent echo of the bell rang through the mountains.

تکرار دردآور زنگ در کوه‌ها به گوش رسید.

the plangent notes of the piano moved the audience to tears.

نواختن دردآور پیانو مخاطبین را به گریه کشاند.

the plangent wail of the siren filled the night air.

گریه دردآور سیرونا هوا شب را پر کرد.

the plangent strains of the accordion came from the street below.

نواختن دردآور آکورдеون از خیابان پایین آمد.

her plangent lament could be heard throughout the house.

گریه دردآور او در تمام خانه قابل شنیدن بود.

the plangent whistles of the steam engine announced its arrival.

فیفرهای دردآور ماشین بخار ورود آن را اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید