plankings

[ایالات متحده]/ˈplæŋkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈplæŋkɪŋz/

ترجمه

n. تخته‌هایی که برای کف‌سازی یا ساخت و ساز استفاده می‌شوند
v. عمل گذاشتن به طور زورکی

عبارات و ترکیب‌ها

daily plankings

تمرینات روزانه پلانک

plankings challenge

چالش پلانک

plankings routine

برنامه روتین پلانک

plankings form

فرم پلانک

plankings benefits

فواید پلانک

plankings variations

تغییرات پلانک

plankings technique

تکنیک پلانک

plankings exercises

تمرینات پلانک

plankings position

موقعیت پلانک

advanced plankings

پلانک پیشرفته

جملات نمونه

plankings can improve your core strength.

تمرینات پلانک می‌تواند قدرت هسته بدن شما را بهبود بخشد.

she incorporates plankings into her daily workout routine.

او تمرینات پلانک را در برنامه روزانه تمرینی خود گنجانده است.

plankings are a great way to build endurance.

تمرینات پلانک راهی عالی برای افزایش استقامت است.

he held the plankings position for over a minute.

او بیش از یک دقیقه در حالت پلانک باقی ماند.

many athletes use plankings to enhance their performance.

بسیاری از ورزشکاران از تمرینات پلانک برای افزایش عملکرد خود استفاده می‌کنند.

plankings can be modified for different fitness levels.

می‌توان تمرینات پلانک را برای سطوح مختلف آمادگی جسمانی تغییر داد.

she challenged herself to increase her plankings duration.

او خود را به چالش کشید تا مدت زمان تمرینات پلانک خود را افزایش دهد.

incorporating plankings can prevent lower back pain.

گنجاندن تمرینات پلانک می‌تواند از درد کمر جلوگیری کند.

plankings are often recommended by personal trainers.

تمرینات پلانک اغلب توسط مربیان شخصی توصیه می‌شود.

he prefers plankings over traditional sit-ups.

او ترجیح می‌دهد به جای حرکات سنتی شکم‌گاری، تمرینات پلانک انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید