planktonic

[ایالات متحده]/plæŋkˈtɒnɪk/
[بریتانیا]/plæŋkˈtɑnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی فیلمنک‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

planktonic organisms

سازمان‌های پلانکتونی

planktonic algae

الگه‌های پلانکتونی

planktonic fauna

فانوای پلانکتونی

planktonic stage

مرحله پلانکتونی

planktonic community

جامعه پلانکتونی

planktonic species

گونه‌های پلانکتونی

planktonic distribution

توزیع پلانکتونی

planktonic biomass

بیوماس پلانکتونی

planktonic population

جمعیت پلانکتونی

marine planktonic

پلانکتونی دریایی

جملات نمونه

planktonic algae form the base of the aquatic food chain.

الگه‌های پلانکتونی پایه‌ی زنجیره‌ی غذایی آبی را تشکیل می‌دهند.

scientists study planktonic foraminifera to understand ancient marine environments.

دانشمندان الگه‌های پلانکتونی فورامینیفر را مورد مطالعه قرار می‌دهند تا محیط‌های دریایی باستانی را درک کنند.

many marine animals rely on planktonic larvae for dispersal to new habitats.

بسیاری از حیوانات دریایی به لاروی‌های پلانکتونی برای پراکندگی به زیستگاه‌های جدید وابسته‌اند.

the study of planktonic communities is essential for marine biology.

مطالعه‌ی جوامع پلانکتونی برای زیست‌شناسی دریایی ضروری است.

planktonic bacteria play a crucial role in nutrient recycling within the water column.

باکتری‌های پلانکتونی نقش حیاتی در بازیافت مواد مغذی درون ستون آب دارند.

environmental factors significantly influence planktonic growth rates in freshwater lakes.

عوامل محیطی تأثیر قابل توجهی بر نرخ رشد پلانکتونی در دریاچه‌های آب شیرین دارند.

researchers observed distinct planktonic behavior in response to light changes.

پژوهشگران رفتارهای متمایز پلانکتونی را در پاسخ به تغییرات نور مشاهده کردند.

planktonic organisms are typically classified by their size and trophic level.

سازمان‌های پلانکتونی معمولاً بر اساس اندازه‌ی آنها و سطح تغذیه‌ای طبقه‌بندی می‌شوند.

biofouling begins with the attachment of planktonic cells to submerged surfaces.

تکثیر زیستی با پیوستن سلول‌های پلانکتونی به سطوح غوطه‌ور شروع می‌شود.

climate change is altering the distribution of global planktonic species.

تغییرات اقلیمی توزیع گونه‌های پلانکتونی جهانی را تغییر می‌دهد.

zooplankton feed heavily on planktonic algae during the summer bloom.

زئوپلانکتون‌ها در زمان گله‌زایی تابستانی به شدت بر روی الگه‌های پلانکتونی تغذیه می‌کنند.

the planktonic stage lasts for several weeks before the organism settles on the seabed.

مرحله‌ی پلانکتونی چند هفته به طول می‌اند و پس از آن سازمان به کف دریا نشسته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید