sowable

[ایالات متحده]/[ˈsəʊəbl]/
[بریتانیا]/[ˈsoʊəbl]/

ترجمه

adj. قابل کاشتن؛ مناسب برای کاشتن؛ که قابلیت کاشتن دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

sowable land

زمین قابل کشت

easily sowable

به راحتی قابل کشت

sowable seeds

بذر قابل کشت

being sowable

قابل کشت بودن

sowable ground

زمین قابل کشت

sowable area

منطقه قابل کشت

جملات نمونه

the farmer checked if the seeds were sowable before planting.

کشاورز بررسی کرد که بذور قابل کاشت هستند یا خیر قبل از کاشت.

this type of seed is sowable in early spring.

این نوع بذور در اوایل بهار قابل کاشت است.

the soil must be properly prepared to make it sowable.

خاک باید به درستی آماده شود تا قابل کاشت باشد.

only sowable seeds should be used for this crop.

فقط بذور قابل کاشت برای این محصول استفاده شود.

the field becomes sowable after the rain.

پس از باران، زمین قابل کاشت می‌شود.

these are highly sowable seeds that germinate quickly.

این بذور قابل کاشت زیادی هستند که به سرعت جوانه می‌زنند.

the best sowable time is during the wet season.

بهترین زمان کاشت در فصل بارانی است.

make sure the land is sowable before you start planting.

قبل از شروع کاشت، مطمئن شوید زمین قابل کاشت است.

the region has ideal sowable conditions for wheat.

این منطقه شرایط کاشت مناسبی برای گندم دارد.

some seeds remain sowable for only a short period.

برخی بذور فقط برای مدت کوتاهی قابل کاشت هستند.

he tested whether the ground was sowable enough.

او آزمایش کرد که زمین کافی قابل کاشت است یا خیر.

the climate here makes it sowable year-round.

این آب و هوا امکان کاشت در طول سال را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید