platers

[ایالات متحده]/ˈpleɪtə/
[بریتانیا]/ˈpleɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الکتروکار؛ کارگر صفحه فلزی؛ سلاح‌ساز؛ طلاکار؛ دستگاه پوشش‌دهی

عبارات و ترکیب‌ها

gold plater

سینی طلایی

silver plater

سینی نقره‌ای

plater rack

قفسه ظروف

plater service

سرویس ظروف

plater dish

ظرف سینی

plater set

ست سینی

plater cover

درب سینی

plater display

نمایش سینی

plater collection

کلکسیون سینی

plater style

سبک سینی

جملات نمونه

the chef used a plater to serve the appetizers.

سرآشپز از یک بشقاب برای سرو کردن پیش غذاها استفاده کرد.

she arranged the fruits beautifully on a large plater.

او میوه ها را به زیبایی روی یک بشقاب بزرگ چید.

we need a plater for the main course at the dinner party.

ما به یک بشقاب برای غذای اصلی در مهمانی شام نیاز داریم.

the plater was filled with delicious sushi rolls.

بشقاب با رول های سوشی خوشمزه پر شده بود.

he served the salad on a decorative plater.

او سالاد را روی یک بشقاب تزئینی سرو کرد.

for the buffet, make sure to have enough platers available.

برای بوفه، مطمئن شوید که بشقاب کافی در دسترس دارید.

the wedding cake was displayed on an elegant plater.

کیک عروسی روی یک بشقاب زیبا به نمایش گذاشته شد.

she chose a silver plater for the special occasion.

او یک بشقاب نقره ای برای این مناسبت خاص انتخاب کرد.

they used a large plater to showcase the roasted meats.

آنها از یک بشقاب بزرگ برای نمایش گوشت کبابی استفاده کردند.

after dinner, we washed the plater and put it away.

بعد از شام، ما بشقاب را شستیم و آن را کنار گذاشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید