platoons

[ایالات متحده]/pləˈtuːnz/
[بریتانیا]/pləˈtun(z)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدهای نظامی متشکل از دو یا چند دسته

عبارات و ترکیب‌ها

combat platoons

گروه‌های رزمی

infantry platoons

گروه‌های پیاده‌نظام

platoon leaders

سرگروه‌های گردان

platoon training

آموزش گردان

platoon tactics

تاکتیک‌های گردان

platoon size

اندازه گردان

platoon operations

عملیات گردان

platoon assignments

واگذاری‌های گردان

platoon formations

تشکیلات گردان

platoon movements

حرکات گردان

جملات نمونه

the soldiers were organized into platoons for the mission.

سربازان برای انجام ماموریت به گروهان‌ها سازماندهی شدند.

each platoon was assigned a specific area to patrol.

به هر گروهان یک منطقه خاص برای گشت زنی اختصاص داده شد.

the platoons worked together to achieve their objectives.

گروهان‌ها برای دستیابی به اهداف خود با یکدیگر همکاری کردند.

platoons often train together to build teamwork skills.

گروهان‌ها اغلب برای تقویت مهارت‌های کار گروهی با یکدیگر تمرین می‌کنند.

during the exercise, the platoons demonstrated their combat readiness.

در طول تمرین، گروهان‌ها آمادگی رزمی خود را نشان دادند.

the commander called the platoons to assemble at the rally point.

فرمانده از گروهان‌ها خواست در نقطه تجمع گردهم آیند.

different platoons have unique strengths and specialties.

گروهان‌های مختلف نقاط قوت و تخصص‌های منحصر به فردی دارند.

platoons are essential for maintaining order in large military units.

گروهان‌ها برای حفظ نظم در واحدهای نظامی بزرگ ضروری هستند.

each platoon leader is responsible for their team's performance.

هر رهبر گروهان مسئول عملکرد تیم خود است.

platoons often participate in joint exercises with other units.

گروهان‌ها اغلب در تمرینات مشترک با سایر واحدها شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید