platte

[ایالات متحده]/plæt/
[بریتانیا]/plæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلاته (نام یک رودخانه در مرکز ایالات متحده); رودخانه پلاته (در مرکز ایالات متحده)
Word Forms
جمعplattes

جملات نمونه

the artist used a large platte for mixing colors.

هنرمند از یک سینی بزرگ برای مخلوط کردن رنگ‌ها استفاده کرد.

she carefully arranged the paints on her platte.

او با دقت رنگ‌ها را روی سینی خود مرتب کرد.

he prefers a wooden platte for oil painting.

او ترجیح می‌دهد از یک سینی چوبی برای نقاشی با روغن استفاده کند.

the platte was filled with vibrant shades.

سینی با رنگ‌های زنده پر شده بود.

artists often clean their platte between colors.

هنرمندان اغلب سینی خود را بین رنگ‌ها تمیز می‌کنند.

she chose a round platte for her watercolor paints.

او یک سینی گرد برای رنگ‌های آبرنگ خود انتخاب کرد.

the platte allows for easy blending of hues.

سینی امکان ترکیب آسان رنگ‌ها را فراهم می‌کند.

he used a palette knife to apply paint from the platte.

او از یک چاقوی پالت برای استفاده از رنگ از سینی استفاده کرد.

her platte was organized by color families.

سینی او بر اساس خانواده‌های رنگی سازماندهی شده بود.

after painting, always wash your platte thoroughly.

بعد از نقاشی، همیشه سینی خود را به طور کامل بشویید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید