playback

[ایالات متحده]/'pleɪbæk/
[بریتانیا]/'plebæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند بازتولید یک ضبط، دستگاهی برای بازتولید ضبط‌ها، عمل پخش دوباره یک ضبط.

عبارات و ترکیب‌ها

audio playback

پخش صدا

video playback

پخش ویدئو

playback control

کنترل پخش

playback speed

سرعت پخش

playback head

سر پخش

جملات نمونه

A TV playback showed exactly what had happened.

نمایش پخش تلویزیون دقیقاً نشان داد چه اتفاقی افتاده است.

The connectedly record and voice playback can be realized in this recording phonetic instrument respectively or simultaneity;

ضبط و پخش صدای متصل به ترتیب یا همزمان در این دستگاه ضبط وافسایی امکان پذیر است.

On playback, the opposite process is applied (deemphasis), based on the signal level.

در هنگام پخش، فرآیند معکوس (کاهش تاکید) بر اساس سطح سیگنال اعمال می‌شود.

It's a rare pleasure to have a pocketable device with such high resolution, and web browsing and video playback truly shine on the N800.

داشتن دستگاهی کوچک با این وضوح بالا و مرور وب و پخش ویدیو که به خوبی در N800 ظاهر می‌شود، یک لذت نادر است.

+ This HOWTO guides mobile phone users to use MediaCoder to transcode DVD/VCD and other media files for playback on the mobile phones, which support mp4 format.

+ این راهنما کاربران تلفن همراه را راهنمایی می‌کند تا از MediaCoder برای تبدیل DVD/VCD و سایر فایل‌های رسانه‌ای برای پخش در تلفن‌های همراه که از فرمت mp4 پشتیبانی می‌کنند، استفاده کنند.

The playback feature allows you to listen to your favorite songs again.

ویژگی پخش به شما این امکان را می‌دهد تا دوباره به آهنگ‌های مورد علاقه خود گوش دهید.

I need to check the playback quality of this video before sharing it.

من باید کیفیت پخش این ویدیو را قبل از به اشتراک گذاشتن بررسی کنم.

The playback button on the remote control is not working properly.

دکمه پخش روی کنترل از راه دور به درستی کار نمی‌کند.

We can review the meeting through the playback of the recording.

ما می‌توانیم جلسه را از طریق پخش ضبط بررسی کنیم.

The playback speed can be adjusted to suit your preference.

می‌توان سرعت پخش را مطابق میل خود تنظیم کرد.

She watched the playback of her performance to analyze her mistakes.

او عملکرد خود را تماشا کرد تا اشتباهات خود را تجزیه و تحلیل کند.

The playback of the interview revealed some interesting insights.

پخش مصاحبه بینش‌های جالبی را نشان داد.

The playback function is not available on this device.

عملکرد پخش در این دستگاه در دسترس نیست.

The playback of memories can bring both joy and sadness.

پخش خاطرات می‌تواند هم شادی و هم غم را به ارمغان بیاورد.

He used the playback feature to listen to the lecture again.

او از ویژگی پخش برای گوش دادن مجدد به سخنرانی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید