plicate

[ایالات متحده]/ˈplaɪkeɪt/
[بریتانیا]/ˈplaɪkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تا خورده یا چین خورده، شبیه یک بادبزن

عبارات و ترکیب‌ها

plicate layer

لایه تکراری

plicate fold

چین تکراری

plicate structure

ساختار تکراری

plicate surface

سطح تکراری

plicate form

فرم تکراری

plicate pattern

الگوی تکراری

plicate arrangement

چیدمان تکراری

plicate design

طراحی تکراری

plicate process

فرآیند تکراری

جملات نمونه

we need to plicate the fabric to create a more textured look.

ما نیاز داریم پارچه را تا کنیم تا یک ظاهر بافت‌دارتر ایجاد کنیم.

the artist decided to plicate the paper for her sculpture.

هنرمند تصمیم گرفت برای مجسمه‌اش کاغذ را تا کند.

when you plicate the leaves, it enhances their visual appeal.

هنگامی که برگ‌ها را تا می‌کنید، جذابیت بصری آن‌ها را افزایش می‌دهد.

he learned how to plicate the dough for better pastry results.

او یاد گرفت که چگونه خمیر را تا کند تا نتایج شیرینی‌پزی بهتری حاصل شود.

the designer suggested to plicate the edges for a unique finish.

طراح پیشنهاد کرد که لبه‌ها را تا کنند تا یک ظاهر منحصر به فرد ایجاد شود.

to create depth, you can plicate the layers of fabric.

برای ایجاد عمق، می‌توانید لایه‌های پارچه را تا کنید.

they plan to plicate the sections of the report for clarity.

آنها قصد دارند بخش‌های گزارش را برای وضوح بیشتر تا کنند.

she used a technique to plicate the design on the canvas.

او از یک تکنیک برای تا کردن طرح روی بوم استفاده کرد.

to add dimension, you should plicate the paper in your project.

برای افزودن بعد، باید کاغذ را در پروژه خود تا کنید.

he demonstrated how to plicate the edges of the quilt.

او نحوه تا کردن لبه‌های لحاف را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید