ploughing

[ایالات متحده]/'plauiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشت زمین با گاوآهن

عبارات و ترکیب‌ها

disc plough

شخم زن دیسکی

جملات نمونه

Let's start ploughing here and now.

بیایید همین حالا شروع به شخم زدن کنیم.

The peasants were ploughing the field.

دهقانان در حال شخم زدن زمین بودند.

Our gunboats are ploughing the waves.

ناوهای جنگی ما در حال پیشروی بر روی امواج هستند.

the students are ploughing through a set of grammar exercises.

دانشجویان در حال پشت سر گذاشتن مجموعه ای از تمرینات دستور زبان هستند.

The farmer is ploughing the field.

کشنده در حال شخم زدن زمین است.

Ploughing is an essential step in agriculture.

شخم زدن یک مرحله ضروری در کشاورزی است.

The tractor is ploughing the land.

تراکتور در حال شخم زدن زمین است.

Ploughing helps to prepare the soil for planting.

شخم زدن به آماده سازی خاک برای کاشت کمک می کند.

The ploughing season has begun.

فصل شخم زدن آغاز شده است.

The farmers are ploughing their fields in preparation for the planting season.

کشندگان در حال شخم زدن مزارع خود در آماده سازی برای فصل کاشت هستند.

Ploughing requires skill and precision.

شخم زدن نیاز به مهارت و دقت دارد.

The oxen are used for ploughing in traditional farming methods.

گاوها برای شخم زدن در روش های سنتی کشاورزی استفاده می شوند.

Ploughing can help to aerate the soil and improve drainage.

شخم زدن می تواند به هوادهی خاک و بهبود زهکشی کمک کند.

The ploughing competition is a popular event in rural areas.

مسابقه شخم زدن یک رویداد محبوب در مناطق روستایی است.

نمونه‌های واقعی

23. What is the main problem caused by the usual way of ploughing?

23. مشکل اصلی ناشی از روش معمول شخم‌زنی چیست؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

33. What is the main problem caused by the usual way of ploughing?

33. مشکل اصلی ناشی از روش معمول شخم‌زنی چیست؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

As a result, advertisers keep ploughing money into television, even as returns diminish.

در نتیجه، تبلیغ‌کنندگان همچنان پول را به تلویزیون تزریق می‌کنند، حتی زمانی که بازده کاهش می‌یابد.

منبع: The Economist (Summary)

Enraged, she kicks up dirt like a bull ploughing the ground before charging.

با خشم، او خاک را مانند یک گاو که زمین را شخم می‌زند، قبل از حمله، به هوا پرتاب می‌کند.

منبع: Jurassic Fight Club

" Oh, yeah, " said Hagrid, throwing an uneasy glance at Umbridge's clipboard, but ploughing on valiantly.

" اوه، آره، " هگرید گفت و نگاهی نگرانانه به دفتر کلیپ‌بوردهای अंबریج انداخت، اما با شجاعت به کار ادامه داد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

When humans started draining the natural topsoil, and ploughing it up for planting, they exposed the buried carbon to oxygen.

وقتی انسان‌ها شروع به تخلیه خاک سطحی طبیعی و شخم زدن آن برای کاشت کردند، کربن مدفون را در معرض هوا قرار دادند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

Oxen and mules, the latter almost exclusively, are used in ploughing.

گاو نر و الاغ‌ها، به ویژه به طور انحصاری، در شخم‌زنی استفاده می‌شوند.

منبع: Twelve Years a Slave

" You silly thing, he was a Roman farmer, and he was ploughing" .

" تو احمق، او یک کشاورز رومی بود و داشت شخم می‌زد."

منبع: Middlemarch (Part Two)

Their primary functions include supplying the town's water and ploughing the roads when it snows.

وظایف اصلی آنها شامل تأمین آب شهر و شخم زدن جاده ها در هنگام بارش برف است.

منبع: Cheddar Scientific Interpretation

Many corporate behemoths are ploughing billions into innovation, including in areas that most worry trustbusters, such as technology.

شرکت‌های بزرگ بسیاری میلیاردها دلار را در نوآوری سرمایه‌گذاری می‌کنند، از جمله در زمینه‌هایی که بیشتر بازرسان ضد انحصار را نگران می‌کند، مانند فناوری.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید